تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید!

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در باره رویدادهای اخیر ایران

 

 

جهان امروز: در ادامه ارزیابی ها و سیاستهای حزب در قبال خیزش توده ای و وقایع اخیر که در اطلاعیه های کمیته مرکزی بوضوح آمده است، خواستم ببینم که ارزیابی شما از اوضاع کنونی بویژه بعداز سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه چند روز پیش چیست؟

 

صلاح مازوجی: به نظرمن مواضع خامنه ای کاملا قابل پیش بینی بود، چون بر خلاف تصوری که وجود دارد، خامنه ای مافوق جناح ها نیست، این خامنه ای نیست که خط مشی جناح مسلط در حاکمیت جمهوری اسلامی را تعیین می کند بلکه این رهبری سپاه پاسداران است که تعیین سیاست می کند. از مقطع " انتخابات" نهمین دوره ریاست جمهوری که تسلط و برتری جناح سپاه پاسداران درآرایش سیاسی درون حاکمیت جمهوری اسلامی را رسمیت بخشید، خامنه ای مواضع خود را با منافع جناح سپاه پاسداران تطبیق داده است. خامنه ای در سخنان روز جمعه، در واقع با تائید مجدد "انتخابات"  و تائید مجدد ریاست جمهوری احمدی نژاد و بر حذر داشتن موسوی از ادامه اعتراضات خیابانی، عزم سپاه پاسداران برای تصفیه کامل طرفداران موسوی و جناح موسوم به اصلاح طلبان از دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی را دوباره اعلام کرد و از طرف دیگر به خیزش توده های مردم اعلام جنگ داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:1  توسط کارگر  | 

ضرورت شکل گیری جبهه ای مستقل

                                        در برابر کل حاکمیت در این اوضاع                                                                           

                                                                                                     

                                                                                                                                         فرشید شکری

 

  اعتراضات توده ای مردم در تهران و تعدادی از شهرهای ایران علیه کودتای انتخاباتی جناح خامنه ای- احمدی نژاد پس از یورش سبعانۀ نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی به صفوف برگزار کنندگان مراسم های اول ماه مه در یازدهم اردیبهشت ماه 1388 و دستگیری جمعی از چالشگران و فعالین کارگری در همان تاریخ، دومین رویداد مهم ظرف پنج، شش هفتۀ اخیر بشمار می آید که افکار عمومی را چه در داخل و چه در خارج از کشور تماماً به خود معطوف کرده است.

از جهان امروز شماره 229


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 22:35  توسط کارگر  | 

 

تنها پاسخ  زور حکومتی زور سازمانیافته‏ توده‏ ای ا‏ست

 

شباهنگ راد

 

سرکوبگران نظام به ‏فرمان سرکرده ‏‏شان دامنه و وسعت جنگ با مردم را به خانه‏ ها کشیده‏ اند و این ‏روزها خانه‏ ها هم کاملاً بی امنیت شده است. هجوم گستاخانه‏ مزدوران و اوباشان رژیم جمهوری اسلامی به مردم معترض و داغدیده دارد ابعاد دهشتناکی به‏ خود می‏ گیرد و میدان و صحنه، به ‏میدان توحش‏ گری‏ های جانیان بشریت تبدیل گردیده است. دارند می‏ گیرند و می‏ زنند و می‏ کشند تا حکومت ننگین ‏شان پایدار بماند. حقیقتاً که صحنه‏ جامعه بسیار دل‏خراش ‏تر از آن‏ چیزی‏ است که ب‏توان آنرا ترسیم نمود. فضای جامعه به کل تغییر یافته است و جوامع‏ انسانی از یک‏سو هر روز شاهد تظاهرات و اعتراضات به حق میلیون‏ها انسان محروم‏ است و از سوی دیگر نظاره‏ گر سرکوب و یورش اعتراضات مردمی ‏‏اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:10  توسط کارگر  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 در ارتباط با اعتراضات مردمی در شهرهای ایران

 

کارگران، مردم آزاده ایران

 

اکنون رژیم جمهوری اسلامی با یکی از گسترده ترین بحران های سیاسی و اقتصادی دوران سی ساله حیات خود روبرو شده است. دامنه و ابعاد این بحران در تورم و گرانی سرسام آور، بیکاری میلیونی، ورشکستگی پی در پی مراکز تولیدی و بنگاههای صنعتی، انزوای بین المللی، رشد جنبش های اجتماعی و اعتراضات توده ای و تشدید اختلافات و کشمکش سران و جناح های درون حاکمیت به روشنی خود را نشان داده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 17:32  توسط کارگر  | 

گزارش پلنوم ششم

 کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

پلنوم ششم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در روزهای 2 و 3 خرداد ماه 1387 برابر با 22 و 23 می 2009 با حضور رفقای کمیته مرکزی حزب  و رفقای کمیته مرکزی کومه له که به عنوان ناظر به پلنوم دعوت شده بودند، برگزار گردید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:11  توسط کارگر  | 

بيانيه نشريه دانشجويی بذر در مورد

 

 

 انتخابات

 

دانشگاه تريبون جهل و خرافه  نيست!

 

کارناوال انتخابات رياست جمهوری بار ديگر به راه افتاده است. بساط فريب توده ها داغ داغ است. هر کانديدايی تلاش می کند تا مسائلی را که برای مردم اهميت دارد عمده کند و به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزيند و روی آن مانور دهد. در اين ميان مخاطب اصلی آنان قشرها  و گروههايی مانند زنان، کارگران، دانشجويان و طبقات زحمتکش و تحتانی جامعه هستند؛ چون شرکت آنها در انتخابات پايه های نظام را مستحکمتر می کند.

 برخی از کانديداها وعده برچيده شدن گشت های ارشاد، برگرداندن دانشجويان ستاره دار به دانشگاهها،  پايان حکومت پادگانی،  پرداخت حقوق معوقه کارگران و برگرداندن آنها به کار را می دهند و يا از آزادی  بيان و فضای باز سياسی در جامعه و در دانشگاهها سخن می گويند. از بهتر شدن وضع اقتصادی می گويند. از خالی کردن زندانها از دانشجويان و فعالين معترض می گويند و اين که هر کس حق اعتراض و بيان نظرات خود را دارد. در اين ميان روابط  با کشورهای ديگر به خصوص آمريکا هم تبديل به يک شعار انتخاباتی شده و هر کس تلاش می کند تا خود را بهترین گزینه در این زمینه  معرفی کند  و خود را در نزد امپرياليسم  آمريکا فرد موجهی نشان دهد و هم به مردم بگويد کانديد مناسبی برای تغيير اوضاع است.

 اما مردم می دانند که تمام اين وعده وعيدها در دوره های قبلی انتخابات هم وجود داشته است و هميشه بعد از انتخاب فرد مورد نظر، نه تنها به وعده هايش عمل نکرده؛ بلکه در مقابل به شديدترين شکل ممکن در جهت سرکوب  توده ها گام برداشته است. سرکوب وحشيانه دانشجويان در واقعه  18 تير سال  78 در کوی دانشگاه تهران و قتل های زنجيره ای در دوران رياست جمهوری خاتمی، در حاليکه او قبل از آن شعار جامعه مدنی، فضای باز فرهنگی، آزادی اجتماعی و سياسی را می داد گواه اين ادعا است.  يا دولت "مهرورز" کنونی که تحت عنوان اجرای طرح امنيت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش به ارعاب مردم  زحمتکش، سرکوب جوانان و دستگيری  زنان و دختران توسط گشت های ارشاد مشغول است و هنوز هم اين "مهرورزی" ادامه دارد. هنوز فراموش نشده که در آن تابستان داغ، احمدی نژاد که قرار بود پول نفت را بر سر سفره های مردم بياورد، سهميه بندی بنزين و طرح حذف سوبسيدها را به اجرا گذاشت. اقدامی که حکومتهای پيشين جرأت اجرای آنرا نداشتند.  با اجرای اصل 44 قانون اساسی (خصوصی سازی) شاهد موج  بيکار شدن وسيع کارگران، سرکوب اعتراضات آنها و بالا رفتن  نرخ تورم  بوده  و هستيم. در سالهای اخير همگان  برنامه تبليغاتی و مضحک معروف کانال دوم را  بياد دارند که احمدی نژاد گفت: "جوانها و دختران ما هر چه که دوست دارند بپوشند به من و تو چه؟! دولت بايد اقتصاد مملکت را سر و سامان بدهد." اما از يک سو اقتصاد نه تنها بيمارتر از قبل شد، بکله از طرف ديگر دختران و جوانان دسته دسته در محاکم قضايی به دليل عدم رعايت پوشش اسلامی پرونده دار شدند. در چند سال اخير کمتر هفته و روزی بوده که شاهد اعدام زنان و جوانان کشور نباشيم.

 مير حسين موسوی سبزپوش، به خيال اينکه کسی از پيشينه "درخشانش" مطلع نيست؛ در مقابل يک  سؤال ساده اما مهم و اساسی  دانشجويان بابلسر سکوت می کند؛ در مورد کشتار تابستان سال 67 که او نخست وزير وقت بود؟! او به هيچ کدام از سؤالهای معترضين به او و سياست هايش پاسخ نمی دهد و جلسه را ترک می کند. شايد بر اين باور است که مردم فراموش می کنند و شايد هم سکوتش نشانه تأييد اعمالش می باشد و تأييد اينکه اگرلازم باشد، برای حفظ نظام همان کار را دوباره خواهد کرد. درود بر دانشجويان مبارز علم و صعنت که در مقابل اين سکوت، فرياد زدند "سيد سبز گستر، خاوران هنوز سرخ است".

 کروبی در مقابل دانشجويان معترض، شعار "زنده باد مخالف من" را سر می دهد. حافظه نزديک ما می گويد؛ خاتمی از دانشجويانی  که با سوت و کف بدرقه اش کردند با باتوم و شکنجه و زندان و پرتاب از خوابگاهها استقبال کرد، حال شيخ اصلاحات با مخالفانش قرار است چه کند؟!

اين ها همه نشان دهنده آن است که رئيس جمهورهای اصلاح طلب، اصولگرا و يا هر عنوان ديگری را که با خود يدک می کشند، هيچ تفاوتی با هم ندارند. همه از یک قماش اند  و همگی شان به صراحت عنوان می کنند که ما پس از گذشت سی سال، وفاداری خود را به نظام نشان داده ایم. آنها قوانين بازی و رعايت دموکراسی بين خودشان را خوب ياد گرفته اند؛ فقط عنوانشان با هم فرق دارد تا راحت تر بتوانند مردم را فريب دهند. وگرنه همگی در جهت پايداری و مشروعيت و حفظ پايه های نظام ارتجاعی و فاشيستی جمهوری اسلامی گام برمی دارند.

طی 30 سال حاکميت جمهوری اسلامی تنها ستم و استثمار، فرودستی، سرکوب و عقب ماندگی در همه وجوه نصيب مردم شده است. در مناطقی همچون کردستان و ترکمن صحرا و مناطق عرب نشين خوزستان  که ستم ملی پررنگ است و رژيم سابقه کشتار و قتل عام مردم این مناطق را دارد؛ رژیم از پايه ای برخوردار نیست. به همين دليل در آستانه انتخابات، رهبر به کردستان سفر می کند تا ضرب شستی به مردم نشان دهد و به آنها ياد آوری کند که این نظام  چه حمام خونی در آنجا به راه انداخته است؛ و با توجه به سابقه مبارزاتی مردم آن منطقه در واقع  آنان را تهدید کند که بايد در انتخابات شرکت کنيد و فکر مبارزه را از سر بيرون کنيد.

جنگ زرگری کانديداها هم وسيله ای شده تا هر کس خود را مشروع تر از بقيه نشان دهد. همه از برنامه های اقتصادی احمدی نژاد انتقاد می کنند؛ و وعده می دهند که مانند او عمل نخواهند کرد؛ و وضعيت را بهبود خواهند بخشيد. احمدی نژاد هم ادعا می کند که امام زمان اين کشور را اداره می کند و هر چه هست اراده خداوند است. در حاليکه از ماهها قبل بحران اقتصادی سرمايه داری در جهان، اقتصاد ناموزون و بيمار ايران را متزلزل تر کرده و در اين بين بيشترين آوار بر سر مردم زحمتکش و طبقات تحتانی جامعه فرو ريخت. خامنه ای نیز در سفر اخيرش به کردستان اعلام کرد که برخلاف ادعاهای برخی از کانديداها، مردم مشکل اقتصادی ندارند و آنقدرها هم که می گويند وضعيت حاد نيست.

همه کانديداها بدون استثنا و با افتخار از ادامه راه و اهداف بنيانگذار نظام و پياده کردن اصول و رهنمودهای او سخن می گويند. هر کس را که عليه اين اهداف و آمال باشد خائن به نظام و انقلاب اسلامی می دانند. اما اصول خمينی چه بود؟ سر بريدن يک انقلاب؟! قتل عام و کشتاريک نسل از بهترين و فداکارترين و آگاه ترین جوانان انقلابی! کشتار زندانيان سياسی طی سال های 1360 و تابستان سال 67 که به دستور مستقيم وی و اجرای حاکمان وقت (امثال موسوی، کروبی و رضايی و ...) صورت گرفت؟! سرکوب زنان و تحميل اجباری حجاب و نهادينه نمودن يک جامعه مردسالار مذهبی از همان ماههای اول به قدرت رسيدن؟! تعطيل کردن دانشگاهها و سرکوب و کشتار دانشجويان معترض، مترقی و اجرای انقلاب فرهنگی؟! دستگيری و اعدام کارگران سياسی و مبارز عضو اتحاديه ها و شوراهای کارگری احزاب چپ؟! اينها کارنامه اين رژيم است. کانديداها با وعده به اين اصول در واقع مردم را تهديد می کنند که يادتان باشد که ما که هستيم، چه کردیم و دوباره چکار خواهیم کرد.

در اين ميان گروههای سیاسی مختلفی همچون نيروهای ملی مذهبی، نهضت آزادی، کمپين يک ميليون امضا و تحکيم وحدت با طرح شعارها و مطالباتی مانند رفع تبعيض در همه جا، از همه کس و پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان در واقع مهر رفرميسم و سازشکاری خود را پر رنگ تر از قبل به همگان نشان می دهند. آنها هر کانديدايی را که در جهت تأييد اين برنامه ها و شعارها باشد را تبليغ و انتخاب می کنند. اما واقعيت اين است که هيچ کدام از کانديداها نماينده منافع مردم نيستند. آنها نماينده حفظ منافع يک ساختار ارتجاعی و ديکتاتوری طبقاتی مشخص هستند. شرکت در انتخابات و رأی  به هر کانديدايی در اصل رأی به مشروعيت اين ساختار است.  حتی اگر رأی ها سفيد و بدون نام باشند؛ حتی اگر فرض را بر اين بگيريم که فرد مورد نظر از قبل تعيين نشده باشد و باصطلاح با رأی مردم انتخاب شود. شرکت در انتخابات، انتخاب فقر، بيکاری و استبداد هرچه بيشتر است. انتخاب حتی بين بد و بدتر نيست. انتخاب از بين بدترين هاست. با تقليل خواسته ها نمی توان به نتيجه رسيد.  تنها راه حل، آگاهی و مبارزه است. هيچ نيرويی به جز نيروی مردم نمی تواند ريشه ستم را بر کند.

امپرياليست ها نيز در جهت اهداف و سياستهای خود و چپاول هر چه بيشتر منابع کشور و استثمار بیشتر مردم  گام برمی دارند و جمهوری اسلامی نيز برای بقای خود حاضر است که به هر قيمتی به امپرياليستها باج بدهد.  بهای اين بده بستانها زندگی مردم است و له شدن آنها در زير چرخ ستم، استثمار و بردگی.

مردم بايد قدرت و نيروی خود را باور کنند. با تحريم انتخابات نه بزرگ خود را به ارتجاع جمهوری اسلامی و اربابان امپرياليستی شان اعلان دارند. باید فضای پر از دروغ، ريا و فريب انتخاباتی را تبديل به فضای مبارزه عليه آن کنيم. راه حل، انتخاب اين یا آن کانديدا نيست. راه حل تحريم و حذف این نظام از صحنه جامعه و زندگی مردم است. همه فعالين کارگری، زنان و دانشجويان بايد متحد و همصدا با يکديگر در جهت آگاه نمودن توده ها و قشرهای مختلف مردم در جهت تحريم انتخابات فرمايشی همراه شوند و اعلان کنند که با انتخابات هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت. تنها با تکیه به مبارزات توده ها و آگاهی طبقاتی همه جانبه می توان راه را برای تغییرات اساسی واقعی هموار کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 5:21  توسط کارگر  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له به مناسبت نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران

 

 

See full size image

 

 

مردم مبارز کردستان!

 

 

روز 22 خرداد ماه سال جاری در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی نمایش انتخابات ریاست جمهوری برپا خواهد گردید.

واقعیت این است که در طول حیات جمهوری اسلامی نه تنها هیچگاه انتخابات مردمی برگزار نشده بلکه در این خصوص از سوی سران رژیم اسلامی حتی معیارهای شناخته شده جهان سرمایه داری نیز رعایت نشده است.

چشم بندی هایی که بر آن نام انتخابات نهاده اند از 30 سال پیش و از زمانی آغاز شد که سران جمهوری اسلامی با هدف مشروعیت بخشیدن به رژیم خود رفراندومی  فریبکارانه تحت نام " جمهوری اسلامی آری یا نه" را در همان ابتدای قدرت گیری خود بر مردم ایران تحمیل نمودند. این رفراندوم به گونه ای از پیش تنظیم شده بود که اگر کسی به آن "پاسخ مثبت نمی داد" گویا خواهان بازگشت رژیم قبلی می بود.

روشن است از آن روز تاکنون رژیم اسلامی در همۀ انتخاباتی که برگزار کرده وجود هیچ کاندیدای غیر وابسته به دستگاه ولایت فقیه را تحمل نکرده است. به این ترتیب پایه های یک دیکتاتوری سیاه مذهبی که با قوانین شریعت اسلامی قوام یافته است، پی ریزی گردید، به گونه ای که کاندیداتورهای پست ریاست جمهوری و نمایندگی پارلمان رژیم می بایستی بی هیچ کم و کاستی پایبندی خود را به اصل محوری ولایت فقیه و نیز به مذهب رسمی حکومت یعنی تشیع اثبات نموده و در ادامه از فیلتر شورای نگهبان نیز رد می شدند.

حتی انتخاباتی که در همین چهارچوب تعیین شده هم از سوی رهبران جمهوری اسلامی طی سالیان گذشته برگزار شده اند، همراه با انبوهی تقلب و فساد همراه بوده است.

این بار نیز و در سر فصل دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رژیم در خرداد ماه سال جاری بار دیگر همان نمایش به شکل پیشین تکرار خواهد شد، لیکن توده های مردم ستمدیده در کردستان همچون سایر بخش های ایران، دقیقا به ماهیت ضد دمکراتیک و غیر مردمی و خصلت نمایشی و فریبکارانه انتخابات در چهارچوب رژیم اسلامی واقف هستند. آنان بخوبی می دانند که اینگونه به اصطلاح انتخابات ها، ابزاری فریبکارانه در دست رژیمی است که طی 30 سال گذشته در کنار آن با اتکا به سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام به تحمیل بی حقوقی ها، فقر و سیه روزی بر آنان مبادرت ورزیده است.

بنابراین روشن است که مضحکه انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی چیزی نیست مگر ابزاری دیگرگونه و ابزاری فریبکارانه  که در خدمت به  سران جمهوری اسلامی در راستای تدوام سیاست سرکوب و تحمیل ستم بر مردم ستمدیده کردستان و ایران تا به امروز به کار گرفته شده است.

اگر به اسامی و گذشته کاندیداتورهایی که به نمایندگی از سوی جناح های درون حاکمیت با یکدیگر رقابت می کنند نگاهی گذرا بیندازیم، در کارنامه سیاسی آنان چیزی جز جنایت، شقاوت و سرکوب حقوق و آزادی های اولیه مردم ایران و کردستان نخواهیم دید.

ترویج و اشاعه هرگونه خوش باوری و بزک کردن چهره این یا آن کاندیدا خواه به شکلی صریح و وقیحانه و خواه شرمگینانه و پنهانی به معنای ناچیز انگاشتن شعور و آگاهی سیاسی و طبقاتی اکثریت قاطع مردم کردستان خواهد بود.

براستی در کدامین مقطع در طی 30 سال گذشته و در دوران کدامین رئیس جمهور وابسته به این جناح یا آن جناح درون حاکمیت، آب خوشی از گلوی مردم کردستان پائین رفته است و امکان یافته اند که با خاطری آسوده از ناحیه تعرضات، اجحافات و تجاوزات رژيم اسلامی زندگی کنند، آیا کارنامه سیاسی کدامیک از اینان از پیشینه سرکوب، جنایت و شرکت در شکنجه و اعدام بی بهره است، کدامیک از آنان خواسته اند اندکی برای آبادانی، عمران و ارائه خدمات اجتماعی چون نان و مسکن به مردم تهیدست و محروم کردستان تلاش کنند، کدامیک از جناح های رژیم خواه اصلاح طلب خواه محافظه کار یا اصولگرا به هنگام احراز اهرم های اصلی و عمده قدرت، سیاست ضد انسانی، ستمگرانه و تبعیض را به عریان ترین و خشن ترین شکل ممکن علیه مردم کردستان و ایران به کار نگرفته اند، کدامیک از اینان حتی نیم نگاهی به زندگی طاقت فرسا و آکنده از فقر و فلاکت آحاد طبقه کارگر و زحمتکشان انداخته اند، کدامیک از آنان کارگران حق طلب و مبارز را به دلیل طرح مطالبه یک زندگی شایسته و در خور مقام انسانی در کنج زندان ها و شکنجه گاه ها به اسارت نکشیده اند، چه کسی از میان اینان خواه اصلاح طلب خواه اصولگرا و محافظه کار به مشارکت فعال در تحمیل قوانین ارتجاعی مرد سالارانه و زن ستیز شریعت به تام و تمام علیه زنان کردستان و ایران افتخار نمی کند؟

آنانی که امروزه حافظه تاریخی و تجارب زنده توده های مردم ستمدیده کردستان را دست کم می گیرند و توجه مردم را به نکات به اصطلاح مثبت برنامه این یا آن کاندیداتور رژیم اسلامی در خصوص مسئله ملی جلب می کنند، گوش به زنگ هستند تا با تشخیص مسیر وزش باد قدرت، تصمیم نهایی خود را بگیرند و بدینسان تجربه زنده و حافظه تاریخی مردم کردستان را از یک سو و جنایات بیشمار و فراموش نشدنی رژیم اسلامی  و کاندایدتورهای دست پرورده اش را از سوی دیگر نادیده می انگارند.  آنان از این رهگذر تنها و تنها بی افقی و سرخوردگی های سیاسی و استرتژیک خویش را در برابر انظارعموم بویژه توده های مردم ستمدیده كردستان به نمایش می گذارند.

اکثریت توده های مردم ستمدیده کردستان پخته تر، با تجربه تر و هشیارتر از آن هستند که در نمایش مضحک انتخابات فرمایشی رژیم اسلامی شرکت کنند. بی شک بجز عوامل رژیم و یا کسانی که ادامه زندگی و حیات شان به بقا و دوام جمهوری اسلامی گره و پیوند خورده است، هیچکس حاضر نخواهد بود که به صورت داوطلبانه و ارادی در چنین نمایش مشمئزه کننده ای شرکت کند، آن گروه قلیل هم که با اتکا به توجیهات محافظه کارانه به پای صندوق های رأی می روند، بی گمان در آینده بارها خود را به دلیل ارتکاب به چنین عملی سرزنش و ملامت خواهند نمود.

همه آنانی که برای به دست گرفتن پست ریاست جمهوری رژیم، به اصطلاح با یگدیگر رقابت می کنند به معنای دقیق کلمه در همه زمینه ها و ابعاد حافظ منافع نامشروع جمهوری اسلامی و با تمام توان پشتیبان مصالح ضد مردمی آن هستند.

واقعیت این است که انتخاب نهایی این یا آن کاندیداتور در مقام مقایسه با  امر رونق بخشیدن به بساط نمایش انتخابات ریاست جمهوری و کشاندن مردم به پای صندوق های رأی که برای سرکردگان جمهوری اسلامی بسیار مهم و اساسی می باشد، از اهمیت چندانی برخوردار نیست.

بدینوسیله کمیته مرکزی کومه له همه مردم کردستان را به عدم شرکت در نمایش انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی  فرا می خواند.

بگذار توده های مردم ستمدیده کردستان یکبار دیگر جلوه ای از اتفاق نظر، مقاومت و سیمای جنبش انقلابی خود را به جهانیان نشان دهند و بار دیگر با عدم شرکت در نمایش دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی بر این حقیقت تاکید ورزند که جمهوری اسلامی فاقد کمترین مشروعیت است و تنها با اتکا به سرکوب، زور، شکنجه، زندان و اعدام موجودیت ضد انسانی خود را بر مردم این کشور تحمیل کرده است.

 

کمیته مرکزی کومه له

(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)

اریبهشت 1388 ، مه 2009

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 22:20  توسط کارگر  | 

سفر تبلیغاتی خامنه‌ای برای حمایت از احمدی نژاد در آستانه‌ انتخابات

 

 

پس ازنزدیک به‌ دوهفته‌ تبلیغات وسیع دستگاههای تحریف واقعیت و دروغ پراکنی رادیو تلویزیون و دیگر رسانه‌های خبری جمهوری اسلامی وتمرکز نیروی بی سابقه‌ ده‌ها لشکر رزمی ولجستیک  سپاه‌ پاسداران ونیروی مقاومت بسیج ومسلح نمودن آنان با پیشرفته‌ترین سلاحها وادوات جنگی ازاستانهای دیگر خصوصا استانها وشهرهای همجوار واعزام انان ازطریق زمینی و هوائی و بوسیله‌ ده‌ها هلی کوپتروصدها دستگاه‌ اتوبوس  به‌ شهر سنندج، در مدت چندین روز، بطوریکه‌ درطول هفته‌ گذشته‌ با طلوع آفتاب تا تاریک شدن هوا بطور میانگین  هر 20 دقیقه‌ یک هلی کو‌پتردر فرودگاه‌ وپادگان سنندج به‌ زمین می نشست. تمرکز نیروئی که‌ درطول 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی وحتی اوج یورش گسترده‌ جنایتکاران و دژخیمان اسلامی به‌ شهرها وروستاهای کردستان در سالهای 59 تا 60 و سالهای جنگ ایران وعراق نیز بی سابقه‌ بوده‌ است سردمداران حکومت اسلامی و فاشیستی ترین دستگاه‌ سرکوب آن یعنی سپاه‌ پاسداران عملا این شهر بیدفاع را به‌ پادگانی بزرگ تبدیل نمود بطوریکه‌‌ این امرموجب تعجب وحتی ترس و وحشت شهروندان و ساکنین سنندج واختلال در کسب وکار روزمره‌ بازاریان ودست فروشان کنار خیابان خصوصارانندگان تاکسی ودیگر وسایل حمل و نقل عمومی شده‌ بود و بعلت بستن خیابانها و معابر اصلی و نصب داربست های فلزی طویل و طولانی در سطح شهر سنندج موجب اختلال درتردد و رفت وآمدهای روزمره‌ مردم این شهر و گاهنا موجب اعتراض ونارضایتی ساکنین سنندج شده‌ بود.در این نمایش حکومتی و گسیل داشتن نیرو اکثر فرمانده‌هان سپاه‌ ازجمله‌ رحیم صفوی .سردار افشار و تنی چند از دیگر فرماندهان عالیرتبه‌ سپاه‌ ودستگاه‌ سرکوب شخصا در سنندج حضور داشته‌ واز نزدیک فرماندهی مینمودند در طول روزهای قبل از ورود خامنه‌ای به‌ سنندج دستگاههای تبلیغی با ترفندهای گوناگون وریاکاریهای رندانه‌ ویژه‌ سردمداران اسلامی که‌ مردم کردستان در طول سالیان گذشته‌ و مراسم های حکومتی مانند انتخابات با آن آشنا هستند سعی در کشاندن هر چه‌ بیشتر مردم به‌ خیمه‌شب بازی به‌ اصلاح استقبال از رهبرداشتند.ومراسم استقبال را از طریق گوناگون اجباری نمودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 3:20  توسط کارگر  | 

با تشدید بحران مالی؛ «مارکس» باز می گردد

بازگشت دوباره مارکس

 

روزنامه « گاردین» نوشته است: همزمان با تشدید بحران اقتصادی در سراسر جهان به ویژه آلمان، کتابخوان‌های آلمانی به کتاب‌های کارل مارکس روی آورده‌اند.

« کارل مارکس بار دیگر بازگشته است»، این نظر ناشران و کتابفروشان در آلمان است که می‌گویند آثار وی اين روزها به سرعت و در ابعاد بی‌سابقه‌ای به فروش می‌رسد.

دلیل اصلی علاقه به آثار کارل مارکس، بحران اقتصادی اخیر در جهان و آلمان اعلام شده‌است. یورن شوترومپف  مدیر بنگاه انتشاراتی « کارل – دییتز»، نا شر آثار کارل مارکس در برلین، می‌گوید: «مارکس دوباره بازگشته است و ما شاهد علاقه بی‌سابقه‌ای به آثار او هستیم و انتظار می‌رود که فروش کتاب‌های او در ماه‌های آینده رو به افزایش باشد.» به گفته ناشران، پرفروش‌ترین اثر کارل مارکس، جلد اول کتاب او به نام « کاپیتال» است. به گفته یورن شوترومپف، بخش اعظم خریداران آثار مارکس، «نسل جوان دانش پژوهان و پژوهشگران هستند که اخیراً دریافته‌اند وعده‌های نئولیبرایسم (لیبراسیم نو) برای به ارمغان آوردن خوشبختی برای بشريت، حقیقت ندارد.»

« به‌طور کلی، باید اذعان کرد بخش‌های معینی از فرضیه‌های کارل مارکس چندان هم بد نیستند.»

« پی یر اشتاینبروک»، وزیر اقتصاد آلمان 

 کتابفروشی‌ها در سراسر آلمان، افزایش فروش آثار کارل مارکس را تائید می کنند و می‌گویند: فروش کتاب‌های وی حداقل سه برابر شده است.گاردین نوشت: محبوبیت آثار نوشتاری معمولاً متناسب با زمانه دستخوش تغییر می‌شود و شاید این نکته مثبتی باشد که می بینیم همیشه موفقیت و فروش آثار مکتوب محصول تبلیغات و روش‌های بازاریابی حیله‌گرانه نیست. مسلماً اگر کارل مارکس زنده بود، از موفقیت آثار خود تحت تأثیر گسترش یک بحران اقتصادی در نظام سرمایه‌داری بسیار خوشنود می‌شد. در ماه‌های اخیر، تعداد بیشتری از شخصیت‌های آلمانی، خود را علاقمند و یا پیرو دیدگاه‌های کارل مارکس معرفی می‌کنند؛ حداقل آن بخش از دیدگاه‌های این فیلسوف قرن نوزدهم که معتقد بود سرمایه‌داری و یا کاپیتالیسم افراطی به خاطر طمع شدید و ذاتی‌اش، سرانجام، خود را نابود خواهد کرد. چندی پیش که « اسکار لافونتن» از سیاستمداران چپ گرا و رهبر « حزب چپ» آلمان  اعلام کرد که بخشی از فرضیه‌های کارل مارکس را در برنامه‌های این حزب خواهد گنجاند و بر این مبنا طرفدار ملی کردن بخش‌های مالی و انرژی در آلمان است، مطبوعات عامه‌ پسند و دست راستی آلمان از جمله « بیلد» به او حمله کردند. این مطبوعات نوشتند که آقای لافونتن « عقل خود را از دست داده و یک چپ گرای دیوانه است.» اما حتی به تازگی، « پی یر اشتاینبروک»، وزیر اقتصاد آلمان، که بدون تردید تحت تأثیر بحران اقتصادی اخیر خواب و خوراک ندارد، اعلام کرد که طرفدار برخی از دیدگاه‌های کارل مارکس است. او در مصاحبه‌ای با مجله آلمانی « اشپیگل» گفت: « به‌طور کلی، باید اذعان کرد بخش‌های معینی از فرضیه‌های کارل مارکس چندان هم بد نیستند.» و بالاخره برای کتابخوان‌هایی که هنوز به مرحله علاقه‌مندی به فرضیه‌ها و دیدگاه‌های سیاسی کارل مارکس نرسیده‌اند، مکاتبات وی با دوست و همفکرش؛ فردریش انگلس، همزمان با یکی از بحران‌های اقتصادی قرن نوزدهم آمریکا می‌تواند کتابی سرگرم کننده و جالب باشد. مارکس در یکی از این نامه‌ها در سال ۱۸۵۷ میلادی، در کمال اعتماد به نفس، سقوط کامل بازار مالی آمریکا – وال استریت – را پیش بینی کرد و خطاب به انگلس نوشت:« بحران و سقوط مالی در آمریکا، مایه بسی مسرت است. این بحران به این زودی‌ها به پایان نخواهد رسید.»

 

 

برای آگاهی از آنچه در افق اقتصادی جهان در حال شکل گیری است ، شما را به خواندن مقالات زیر دعوت می کنیم    

Written by صلاح ايراندوست   
نئوليبرالیسم در دالان هبا : پس از تابستان داغی که طلیعه دار پایان سلطه امپراتوری در صحنه سیاست جهانی بود نوبت به پائیز نئوليبرالیسم رسیده است. مقررات زدائی کور و ایدئولوژیک حوزه مالی عوارض نکبت بار خود را به نمایش گذاشته است. اینبار نه عوامل تروریسم جهانی بلکه این «گلدن بوی» ها هستند که باعث سقوط وال استریت شده اند. بانک ها و شرکت های عظیم بیمه یکی بعد از دیگری ملی می شوند. دولت، این فرودگاه خشم و نفرت نئوليبرالیسم به تنها پناهگاه و منجی آن تبدیل می گردد. اما پذیرش بیش از پیش تعهدات از سوی دولت امریکا می تواند یا به شکنندگی بهای اوراق قرضه دولتی و یا به سقوط دلار منجر شود. در هر دو صورت بحران مالی به بحران پولی تبدیل خواهد شد.از سوی دیگر فریاد توبه نئوليبرالیسم در همه جا بلند است و بحث از اخلاقی کردن ! سرمایه داری است. ایمان به «دست پنهان بازار » سست می گردد و نئوليبرال های شرمگین مجبور به اعتراف این امرند که بازار نمی تواند پاسخ همه چیز به حساب آید.دورانی نوین در تاریخ بشر آغاز می گردد.(لوموند ديپلوماتيک)
123

آلن بادیو:این معرکه بحران از کدام واقعیت برمیخیزد؟ 

علی امینی نجفی:کارل مارکس و بحران سرمایه‌داری

با تشدید بحران مالی؛ «مارکس» باز می گردد

Capital: A Critical Analysis of Capitalist Production, Volume 1

مارچلو موستو:مفهوم کنونی مارکس

امیر پیام:اتوپی کاپیتالیسم پیروز
 خلیل شهابی:اقتصادِ جنگ طبقاتی در ایالات متحدة آمریكا
 فوکویاما:سقوط شرکت آمریکا
روزي که وال استريت سوسياليست شد
م.راد:آمریکا بحران مالی یا بحران اقتصادی ؟
جهت گيري مالي اي در بن بست
غرق شدن فاني(Fannie ) و فردي(Freddie)
زماني که سرمایه داری مالي جهان را به گروگان مي گيرد
اقتصاد ماجراجویان بی مسئولیت
بحران هاي مالي اي که هيچ درسي از آنها گرفته نمي شود
آيا دوران «بگذار بگذرد» به سر آمده است ؟
نخبگان ، بحران اقتصادي و ماکاروني آقاي موس
فاتح شيخ:بحران اقتصادی جاری ضربه دیگری بر صدارت جهانی آمریکا
حسین مرادبیگی:حق با مارکس است
کورش عرفانی:ویژگی نوین بحران سرمایھ داری
آذر ماجدى:بحران عمیق اقتصادی و لزوم بازگشت به مارکس 
علی جوادی:نکاتی پیرامون بحران سرمایه داری جهانی
نه خدا، نه ارباب و نه ماليات                     
جمشید اسدی و مرتضی محیط :آیا پیش‌بینی مارکس محقق می‌شود؟                   
 مرجان افتخاری:بحران مالی ونتایج بر زندگی مردم                 
بهمن شفیق:آغاز نبردی بزرگ بر سر افکار
مکافات «دلال هاي بورس»: دست خوش يا کيفر؟
تاراجگر، منجي يا ساده لوح
فروپاشي سيستم مالي در سال
حميد تقوايى:بحران وال استریت و ضرورت بازگشت به مارکس!
فرامرز دادور:نگاهی به بحران های اقتصادی در جهان امروز
سقوط تاریخی ارزش سهام در بورس نیویورک
نوریل روبینی:افول آمریکا
لورنت کوردنير:شفتگي مالي به اقتصاد «واقعي» نيز سرايت مي کند
بحران بازارهای سهام آسیا ادامه دارد
سقوط بازارهای بورس ادامه دارد
سقوط بهای نفت و ادامه بحران مالی جهانی
کمک 70 میلیارد دلاری به بانک بزرگ اروپایی
سقوط بورس های آسیایی در پی مشکلات وال استریت
بوش: عواقب رد لایحه نجات مالی شدید خواهد بود
سقوط بازارهای سهام در پی رای منفی کنگره آمریکا
بزرگترین ورشکستگی بانکی در آمریکا
کاهش شاخص های بورس های عمده ادامه دارد
بحران مالی آمریکا به آسیا کشیده شد

منابع: لوموند ديپلوماتيک٬ ايران تريبون٬راديو زمانه٬ بى بى سى و راديو فردا

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 17:35  توسط کارگر  | 

 

اعلام موجوديت و فراخوان

 

"كميته ي دفاع از كارگران هفت تپه"

 

كارگران و مردم آزاديخواه ايران و جهان!

 

كارگران نيشكر هفت تپه پس از ماه ها رنج و تلاش اكنون زير بيشترين فشارها قرار دارند. اين كارگران مطابق آن چه در مقاوله نامه هاي ٩٨ و٨٧ سازمان جهاني كاربدان تصريح شده، اقدام به ايجاد تشكل مستقل خود نموده اند و در آبان ماه ٨٧ در مجمع عمومي "سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه" را ايجاد و نمايندگان خود را انتخاب كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 22:31  توسط کارگر  | 

٨ مارس و آلترناتیو رهایی بخش

ادریس دژبند

برخلاف تصورات واهی بر اینکه زنان در طول جامعه بشری همواره زیردست مردان بوده اند باید به این نکته اشاره کرد که نه تنها این خیال اندیشه ی باطلی می باشد بله ستم به زن از زمانی شروع می شود که جامعه به طبقات تقسیم شده است همان طور که انگلس در کتاب ارزشمند خود "دولت" می نویسد:

 اولین طبقاتی متقارن است با ستم جنس مذکر به مونث. در طول جامعه ی طبقاتی ستم به زن براساس منافع طبقه ی حاکم تغییر پیدا می کند. در نظام سرمایه داری طبقه ی حاکم با فرستادن زن به پستوی خانه در سرد این برآمد که زن با نقش باز تولید کردن نیروی کار همسر خویش، و ایجاد ارتش ذخیره ی صنعتی به منافع سرمایه در ایجاد ارزش افزوده نقش آفرینی کند. در اینجاست که زن باز هم همچون جوامع طبقاتی ما قبل سرمایه داری جنس دوم شده وسرمایه دار از این امر استفاده کرده تا باکار یکسان زن و مرد در کارخانه به زن دستمزد کمتری بدهد، چون جنس دوم است. زن نه تنها درجامعه ی سرمایه داری اسیر وتحت ستم نظام موجود می شود بلکه نظام سرمایه داری با ترویج فرهنگ مردسالاری (برای بهبود کسب ارزش افزوده ی خویش) زن را در خانه نیز تحت ستم قرار می دهد. در کشورهایی که مذهب در آنها نقش بسزایی دارد زن نه تنها از روابط تولیدی-اقتصادی حاکم رنج می برد بلکه مذهب نیز خود عاملی در تشدید این ستم تلقی می شود. مذهبی که خود در باز تولید و ترویج هر چه بیشتر نظام مردسالاری نقش ایفا می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 11:6  توسط کارگر  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

(2009)

 

 

اکنون بیش سه دهه است که رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قوانین منتج از شرع  اسلامی موقعیت بردگی آوری را به زنان ایران تحمیل نموده است. قوانین جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی و تحقیر هرروزه زنان را نهادینه کرده است. بر اساس این قوانین زنان در ایران رسما نیمه مرد بحساب می آیند و از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند. این رژیم بزور حجاب اجباری و بزور شلاق  و  زندان  حق انتخاب آزادانه پوشش را از زنان سلب کرده است. این رژیم با زیر پا گذاشتن حقوق ابتدائی زنان نظیر حق مسافرت، حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق معاشرت آزادانه با مردان هویت انسانی نیمی از اعضای جامعه را لگدمال کرده است. این رژیم با قانونی کردن تعدد زوجات و صیغه و "اعتبار اجتماعی" بخشیدن به فساد اخلاقی مردانی که شیفته این قوانین شده اند، زنان را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی بدین ترتیب تمایلات ارتجاعی مردسالارانه  را بکمک قوانین مذهبی هم به یکی از پایه های تداوم حاکمیت خود تبدیل کرده است و هم آنرا در خدمت  نظام تولید سرمایه داری را که خود منشا و عامل بقای ستمکشی و تیره روزی زنان است، قرار داده است . در ایران مذهب تنها افیون توده ها نیست، بلکه ابزار سرکوب و وسیله کنترل اجتماعی زنان و دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی انسانها است.

بر بستر این اوضاع و تشدید بحران اقتصادی و در حالی که  50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر در ایران هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا کرده است، و عوارض آن در تمام گوشه و زوایای حیات اجتماعی زنان بازتاب یافته  و زنان را بیش از همه اقشار دیگر جامعه در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است.

این اوضاع و بربریت و توحش رژیم اسلامی در قبال زنان هویت انسانی آنان را چنان لگد مال کرده است، که اعتراض و شورش و طغیان زنان علیه وضع موجود را به یکی از ارکان اساسی مبارزه توده های مردم  در راه انقلاب و برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

در ایران حاکمیت سیاسی مذهب و نقش آن در کنترل اجتماعی زنان، در جنبش زنان بیش از جنبش های اجتماعی دیگر زمینه را برای رشد گرایشات لیبرالی بورژوائی که تعدیل و اصلاح قوانین جمهوری اسلامی را به استراتژی و قطب نمای حرکت خود در جنبش زنان تبدیل کرده اند فراهم آورده است. در چنین شرایطی فعالین سوسیالیست در جنبش زنان، بدون آنکه نگران همسوئی با لیبرال ها و مخدوش شدن خط و مرزهایشان با دیگر گرایشات درون جنبش زنان باشند باید در صف مقدم مبارزه برای زدودن مذهب و قوانین مذهبی از کلیه شئون حیات اجتماعی زنان باشند و در هر مبارزه ای برای خواستهای ولو جزئی زنان فعالانه شرکت کنند.

فعالین سوسیالیست در همانجال نباید یک لحظه از این حقیقت غافل باشند که ریشه ستمکشی زنان در نظام طبقاتی سرمایه داری نهفته است. بدون رواج آگاهی به ریشه های ستمکشی زنان و مبارزه برای ریشه کن کردن این ستمکشی، زنان قادر نخواهند بود مبارزه مؤثری علیه فرهنگ مرد سالارانه و قوانین زن ستیز ارتجاع مذهبی را پیش ببرند. بدون تعرض به مناسبات سرمایه داری جنبش زنان حتی نمی تواند به نابرابری های حقوقی با مردان که ریشه در نابرابری های اقتصادی دارد پایان دهد.

 اما شرط پیشروی جنبش زنان توده ای شدن و اجتماعی شدن این جنبش است. برای تبدیل شدن جنبش زنان به یک جنبش توده ای و اجتماعی باید توده زنان کارگر و زحمتکش را در ابعاد میلیونی به میدان مبارزه آورد و برای انجام این امر باید بر استقلال اقتصادی زنان و بر خواستها و نیازهای رفاهی زنان تاکید کرد و مسیر تحقق این خواستها را نشان داد.  لیبرالیسم بورژوازی ایران از آنجا که حریم مالکیت خصوصی را مقدس می شمارد و استراتژی آن پیروی از برنامه های نئولیبرالیسم اقتصادی رایج در سطح جهان است، حتی نمی تواند خواستهای حقوقی زنان را متحقق کند.

جنبش زنان با خواستهایی که دارد برای در هم شکستن سد اختناق رژیم جمهوری اسلامی نمی تواند در انزوا از دیگر جنبش های دمکراتیک اجتماعی مبارزه خود را پیروزمندانه به پیش برد. طبقه کارگر بنا به ماهیت خواستهایی که دارد و از آنجا که اکثریت زنان را زنان کارگر و زحمتکش تشکیل می دهند متحد استراتژیک جنبش زنان است.

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی، روز تجدید پیمان در مبارزه برای به عقب راندن مذهب از دخالت در حیات اجتماعی زنان و برای تحقق برابری واقعی زن و مرد را با تلاش هر چه گسترده تر برای برگزاری باشکوه مراسم و آکسیوهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن، روز تجدید پیمان برای مبارزه با آپارتاید جنسی را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اسفند 1387

مارس 2009

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1:26  توسط کارگر  | 

جنبش کارگری در آمريکا

پيشگفتار به چاپ آمريکايی "وضع طبقه کارگر در انگلستان" 

فریدریش انگلس

ترجمه بهمن شفیق

یادداشت مترجم:

این سومین باری است که به انتشار متن حاضر دست می زنم. بار اول ۲۰ سال قبل و در نشریه کمونیست٬ ارگان حزب کمونیست ایران و بار دوم  ۱۲ سال بعد در نشریه سیاست کارگری. اکنون٬ ۹ سال پس از انتشار دوم آن٬ یک بار دیگر دست به همین اقدام میزنم. به این دلیل خیلی ساده که نوشته حاضر و بحثی که انگلس بدان می پردازد٬ هنوز٬ و اکنون به مراتب بیشتر٬ موضوعیت دارد. هنگام ترجمه و سپس انتشار این مقاله در دو نوبت قبلی٬ بحث نوشته حاضر بحثی بود کم یا بیش انتزاعی. هنوز جنبش کارگری ایران٬ علیرغم خیزشها و مبارزات بخشا قهرمانانه در آن سالها٬ به مثابه یک جنبش متمایز اجتماعی شکل نگرفته بود. زخمهای سرکوب سالهای آغازین دهه شصت هنوز التیام نیافته و جنبش دور تازه بالندگی خود را آغاز نکرده بود. بر همین اساس نیز مباحثه بر سر رابطه کمونیستها با کل جنبش کارگری مباحثه ای بود اساسا در عرصه نظری و بدون نتایج عملی بلاواسطه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:59  توسط کارگر  | 

شیرینی وگل در برابر شلاق وشکنجه

حسن رحمان پناه

قبل ازظهر چهارشنبه 30 بهمن 1387 دوتن از فعالین کارگری وفعالین جنبش زنان سنندج، سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی که چند ماه پیش از سوی بیدادگاه رژیم اسلامی در سنندج  به اتهام شرکت در مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر سال جاری در این شهر به شلاق و زندان تعلیقی محکوم شده بودند، درساختمان دادگستری سنندج حضور یافته و احکام شلاق در مورد آنها به حکم قاضی شرع  و توسط پاسداران اسلام و حامیان سرمایه به اجرا درآمد. زن ستیزان اسلامی به تن سوسن رازانی70 ضربه و به شیوا خیرآبادی 15 ضربه شلاق زدند وحکم سه سال زندان تعلیقی نیز شمشیر داموکلس و همچنان بر سر آنان آویزان است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 22:33  توسط کارگر  | 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در مورد اوضاع سیاسی ایران

 

 

(بخش اول)

جهان امروز: مدتی پیش پلنوم کمیته مرکزی حزب برگزار شد، همانطور که از گزارش آن هم پیداست موضوع مربوط به بحران اقتصادی جهان سرمایه داری و تحلیل اوضاع سیاسی ایران و استنتاج عملی از آن بخش اصلی مباحث پلنوم را بخود اختصاص داده است، در این مصاحبه می خواستم بیشتر به اوضاع سیاسی ایران بپردازیم. در گزارش به سقوط بهای نفت بعنوان یکی از فاکتورهای دخیل در تغییر اوضاع سیاسی ایران اشاره شده است، درحالی که قبلا هم ما همیشه از بحران اقتصادی که رژیم با آن دست بگریبان است صحبت کرده ایم، هدف از تاکید بر این موضوع چه بود؟

 صلاح مازوجی: در اینجا بحث بر سر بحران مضاعفی است که اقتصاد ایران با آن روبرو است، بحث بر سر تاثیرات و پیامدهای بحران اقتصادی سرمایه داری در سطح جهان بر اقتصاد ایران است. بر خلاف دروغپردازی های رئیس جمهور احمدی نژاد که ادعا می کند محاصره اقتصادی و بحران جهانی سرمایه داری هیچ تاثیری بر ایران ندارد و کشور را با قیمت نفت بشکه ای 7 دلار هم اداره می کند، این عوامل و فاکتورها بر تمام گوشه و زوایای کار و زندگی مردم اثرات ویرانگر خود را بجای گذاشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 2:58  توسط کارگر  |