
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|
شباهنگ راد

در تاريخ جوامعی طبقاتی رويدادهای مهم و دگرگونهسازی بوقوع پيوسته است كه هر يك از آنان بنوبهی خود از مقام و جايگاهِ ويژهای برخوردار میباشند. رويدادهائی كه باعث گرديده است چرخهی زمانه را به سمت جامعهی انسانی و عاری از ظلم و تعدی به گردش آورد. يكی از آن وقايع و رويدادهای مهم تاريخی، انقلاب عظيمی بود كه در اكتبر 1917 در روسيه رخ داد؛ انقلابی كه جهان را به دو قطب كاملاً متضاد از هم تقسيم نمود؛ انقلابی كه به آن ختم گرديد تا كارگران و زحمتكشان برهبری حزب پر اقتدارشان قدرت را در دست گيرند و دنيای دلخواه و انسانی را بدور از استثمار و اجحاف سرمايهداران و ظالمان حاكم برقرار نمايند. حادثهی تاريخی كمنظير و دورانسازی كه تجلی خود را در شعارهای "زنده باد كمونيزم"، "زنده باد انقلاب"، "مرگ بر سرمايه" و مدافعين جوامعی ناعادلانه و طبقاتی بنمايش گذاشت.
سوقصد به جان مجید حمیدی از فعالین کارگری در کردستان
امروز پنجشنبه مورخ 26/7/1368 ساعت 9 صبح مجید حمیدی فعال کارگری و از اعضا "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" و "کمیته دفاع از محمود صالحی" مورد سوء قصد قرار گرفت.
ماجرا از این قرار است که سه نفر لباس شخصی که دو نفر از آنها سوار بر یک موتور سیکلت بوده و هر سه نفر صورت خودشان را با جوراب نازک پوشانده بودند، مجید حمیدی را در نزدیکی خانه خودش در حال رفتن به سر کار صدا میزنند. به محض اینکه مجید حمیدی سرش را به طرف آنها برمیگرداند، وی را مورد تیراندازی قرار میدهند. مجید حمیدی هم برای نجات جان خود فرار میکند که در حین دور شدن از واقعه، هفت گلوله به او اصابت میکند که بیشتر گلولهها به بازوی راستش برخورد کرده است.
کمیته دفاع از محمود صالحی
26 مهر ماه 1386
فشار دولت ترکیه به پناهجویان کرد ایرانی در ترکیه و
بی مسئولیتی سازمان ملل در قبال سرنوشت این پناهجویان را محکوم کنیم!
براساس اخبار رسیده روز جمعه 19 اکتبر 2007، پلیس ترکیه یکی از پناهجویان کرد ایرانی بنام ایوب قره گویزی، از پناهجویان موسوم به «شمال عراقی»ها را همراه با همسر و فرزندانش دستگیر و جهت تحویل آنان به جمهوری اسلامی ایران، به مرز ترکیه و ایران انتقال می دهند. تلاش این پناهجو، برای عدم تحویل دادن وی و خانواده اش به جمهوری اسلامی ایران، به دلیل خطرات جانی که در انتظار آنان است، تغییری در تصمیم غیرانسانی پلیس نداده و این خانواده به ایران دیپورت می شود.
خبر دستگیری و دیپورت ایوب قره گویزی و خانواده اش از سوی پناهجویان به دفتر سازمان ملل (یو.ان) در شهر وان ترکیه اطلاع داده می شود، ولی یو.ان نیز هیچ اقدامی برای ممانعت از دیپورت این پناهجو و خانواده اش انجام نمی دهد.
بیش از شش سال است که تعداد 1200 پناهجویان کرد ایرانی (که به پناهجویان کیس شمال عراقی شناخته شده اند) و از سوی سازمان ملل رسما به عنوان پناهندگان سیاسی برسمیت شناخته شده اند، با بی اعتنائی نمایندگی این سازمان در ترکیه برای انتقال آن ها به کشوری ثالث و فشار دولت ترکیه و پلیس این کشور، حتی برای صدور اجازه خروج برای آن هایی که قبولی یکی از کشورهای پناهنده پذیر را دریافت کرده اند، روبرو شده اند.
دولت ترکیه و نمایندگی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ترکیه، به مسئولیت های سیاسی، انسانی و اجتماعی خود در قبال این پناهجویان، بی اعتنا هستند و این بی اعتنایی نیز همواره فشارهای زیاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی بر این پناهجویان و خانواده آن ها وارد می سازد.
در واقع هم کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در این کشور و هم دولت ترکیه هر دو مسئول سرنوشت این پناهجویان هستند. این حق پناهجویان کرد ایرانی و دیگر پناهندگان در ترکیه است که به کشور ثالثی انتقال یابند.
ما ضمن محکوم کردن سیاست های غیرانسانی و هر نوع فشار و بی اعتنایی به سرنوشت پناهندگان و هم دیپورتی که دولت ترکیه انجام داده است، و همچنین عدم توجه «یو.ان» به سرنوشت این پناهجویان را شدیدا محکوم می کنیم و دولت ترکیه و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل را در قبال سرنوشت ایوب قره گویزی و خانواده اش در ایران مسئول و پاسخگو می دانیم.
ما همه سازمان های انسان دوست، آزادی خواهان، اتحادیه های کارگری و احزاب چپ ایرانی را فرا می خوانیم که به کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان فشار بیاورند تا به بی مسئولیت هایش در قبال این پناهجویان خاتمه دهند و اقدامات ضروری و عاجلی را برای انتقال این پناهجویان به طور جدی در دستور کارش بگذارد و تا انتقال آنان به کشور ثالث، دولت ترکیه نیز نسبت به مسئولیت خود در جهت تامین امنیت این پناهجویان عمل کند و هر نوع معامله بر سر این پناهجویان و دیپورت آنان به جهنم جمهوری اسلامی، خودداری ورزد.
کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران
بیست و یکم اکتبر 2007
زندگی فقط یک بار به او داده می شود پس باید انرا چنان گزراند
که سالهای بهــــــدر رفته عمر موجب عزاب دردناک نگردد و در
پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگــــــی بتوانیم
بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان، صرف مبارزه
در راه رهایــــــــــــــــی بشــــــــــــــــــــــــریت بــوده اســــت.
چون تصادف یا حادثه ای تراژدیک می تواند رشته انرا بگسلــد و....
مـــــارکـــــــــــس
رضا مقدم، 29 اسفند 1385
متن فارسی سخنرانی اکبر گنجی در "شورای روابط خارجی آمریکا" در 11 اسفند در سایتهای اینترنتی منتشر شد. بدین ترتیب نوبت به اکبر گنجی هم رسید تا همانند رفراندمیان در "شورای روابط خارجی آمریکا" سخنرانی کند، تحلیل خود را از رژیم اسلامی بیان دارد، مشخصات رژِیم مطلوب لیبرالهای ایران را ارائه دهد، با دید "امنیتی – نظامی" سیاست خارجی آمریکا مخالفت کند، آمریکا را از حمله نظامی به ایران برحذر دارد و از دولت آمریکا بخواهد تا سیاست خارجی خود را در راستای خدمت به برقراری رژیم مطلوب مورد نظر لیبرالهای ایران تغییر دهد.
بیانیه شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری و اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار در خصوص ترور فعال کارگری در سنندج
منبع سایت پیام.............
شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری، با صدور بیانیه ای که روز جمعه 27 مهر ماه انتشار یافت، ترور "مجید حمیدی" فعال کارگری در شهر سنندج را به شدت محکوم کرده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: عوامل سرمایهداری مذبوحانه در تلاشند تا با چنین تحرکاتی، سد و مانعی در برابر جنبش کارگری ایجاد کنند. برخلاف تصور این عوامل مزدور، این جنبش مدتها است از چنین موانعی عبور کرده است. فعالان کارگری امروز با استفاده از تجارب گذشته در صدد هستند شرایط عینی کنونی را بیش از پیش درک کرده و هوشمندانهتر اهداف انسانی خود را پیگیری نمایند.
در ادامه این بیانیه آمده است: ما اعلام میکنیم، ترور و سرکوب فعالین کارگری نه تنها نمیتواند سدی در مقابل پیشروی جنبش کارگری باشد، بلکه ما را در پیگیری اهدافمان جدیتر خواهد کرد. ما ضمن محکوم کردن این عمل وحشیانه از کلیه فعالین کارگری، دانشجویی و زنان میخواهیم تا در برابر چنین اعمالی سکوت نکرده و از هر طریق ممکن به آن اعتراض کنند.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار در بیانیه ای در همین زمینه آورده است: نحوه سوءقصد به جان مجید حمیدی حکایت از استفاده از حربه ترور توسط دشمنان طبقه کارگر بر علیه فعالین کارگری دارد و باید بشدت مورد اعتراض متحدانه کارگران در سنندج و سایر شهرها قرار بگیرد.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده مجید حمیدی و آرزوی سلامتی برای وی، سوءقصد به جان مجید حمیدی را از سوی هر کسی که صورت گرفته باشد بشدت محکوم میکند و مصرانه خواهان دستگیری و محاکمه عاملین و آمرین این سوءقصد می باشد و از همه کارگران و تشکلهای کارگری میخواهد تا در حرکتی گسترده و متحدانه نسبت به این سوءقصد اعتراض کرده و دوشادوش هم مصرانه خواهان شناسایی و محاکمه عاملین و آمرین سوء قصد به جان این فعال کارگری باشند.
تنها راه باز هم پيشروي است
ترور مجيد حميدي عضوكميته هماهنگي و فعال ایجاد شورای کارگری در شهر سنندج و كميته دفاع از محمود صالحي، رهبر شناخته شده جنبش كارگري در كنار سوء قصد به جان محمد عبدي پور يكي ديگر از فعالين كارگري در شهر سقز و فضاي ارعاب و اقدام به اعدامهاي در ملاء عام، بخشي از تلاشهاي نافرجام بورژوازي درايران براي بازستاندن موقعيتهايي است كه دراين مقطع حساس از لحاظ سياسي رژيم را به مصاف طلبيده كه در اين توازن قواي مابين طبقه كارگر و ماشين سركوب سرمايه داري در ايران و با اين ميزان از به ميدان امدن اين طبقه خالق نعمات، بر بورژوازي تحميل شده است. فشار بر رهبران كارگري درايران، سركوب ، ايجاد فضاي رعب و وحشت، امتناع ورزديدن از مداواي رهبران كارگري در بند و ازجمله محمود صالحي، دستگيري و زندان ساير فعالين جنبشهاي اجتماعي كه براي القاء ترس به درون مبارزه اين جنبشها و جلوگيري از پيشروي آنها ميباشد، خود از ترس ناشي ميشود. درجه سركوب باميزان ترس رابطه مستقيمي دارد.
فشارهاي بين المللي بر سر مسائل اتمي و وضع بحراني منطقه خاورميانه كه در انها رژيم نيز منافعي را دنبال ميكند، وضعيت بحراني دولت احمدي نژاد و صفبنديهاي درون رژيم در كنار راديكاليزه شدن وضعيت جنبشهاي اجتماعي و در رأس ان جنبش كارگري، تندپيچهايي هستند كه چنين واكنشهايي را از طرف ماشين سركوب سرمايه داري در ايران برميتابد. اما در اين بين يك چيز روشن است كه اين سركوبها نه به خاطر حسن نيت و تينت نيك اين رژيم، كه به دليل بحراني ترنشدن هم باشد نمتواند فراتر رود. چون حتي تندتر شدن سركوب جنبشها اگر در كوتاه مدت وقفه اي در مبارزه اين طبقه ايجاد كند در بلند مدت نيز هيچ كمكي به رژيم نخواهد كرد واين خود نيز دليلي بر راديكاليزه شدن خواهد بود و مرهمي نميتواندباشد، بر هزاران زخمي كه رژيم سرمايه داري ايران به صورت مزمن مدتهاست كه با خود حمل ميكند.اعتراضات پي در پي كارگران در اقصي نقاط ايران و خصوصا تحسنهاي كارگران هفت تپه در روزهاي اخير و ميل اين بخش از طبقه كارگر به تداوم اعتصابات و پشتيباني كارگران در ايران از كارگران هقت تپه و نمونه هايي ديگر از اين دست از به نمايش گذاشتن اتحاد و همبستگي و حمايت ازيكديگر و تحميل شدن خواسته هاي كارگران هفت تپه به كارفرامايان، اين متحدين دولت بورژوازي خود نشان از رفتن به سوي مكانيزم مقابله جدي تر با رژيم سرمايه و ماشين سركوبش و يعني اتحاد سراسري و طبقاتي كارگران ايران وهمزمان نشان از غير مؤثر بودن سلاح سركوب و ارعاب ميباشد.
اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له
در مورد سوء قصد عوامل جمهوری اسلامی به جان مجید حمیدی از فعالین جنبش کارگری
صبح روز پنجشنبه 26 مهر ماه " مجید حمیدی"، یکی از فعالین جنبش کارگری، عضو کمیته هماهنگی، کمیته دفاع از محمود صالحی و فعال ایجاد شورای کارگری در شهر سنندج به هنگام خروج از منزل به وسیله افراد مسلح نقاب دار جمهوری اسلامی مورد سوء قصد قرار گرفت.
"مجید حمیدی" که از ناحیه شانه راست و گردن مورد اصابت چندین گلوله ماموران نقاب دار رژیم قرار گرفته بود به بیمارستان بعثت سنندج منتقل شد که به دلیل کمبود امکانات پزشکی و بنا به توصیه پزشکان برای معالجه به تهران انتقال یافته و آخرین خبرها حاکیست که وضعیت جسمی این فعال کارگری وخیم است.
جمهوری اسلامی هراسناک از رشد جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بعد از بکار انداختن ماشین جنایت خود، دستگیری و ببند کشیدن جوانان، اعدامهای دسته جمعی در ملأ عام به منظور حاکم کردن فضای رعب و وحشت بر جامعه، اینبار به ترور فعالین شناخته شده جنبش کارگری روی آورده است تا با ترور آنها از دیگر فعالین و پیشروان کارگری زهر چشم بگیرد و مانع تلاش و کوششهای آنها در زمینه سازمانیابی جنبش کارگری شود.
کومه له ضمن محکوم کردن این اقدام جنایتکارانه و تروریستی رژیم جمهوری اسلامی، از همه کارگران و مردم آزادیخواه می خواهد که با هوشیاری و اتحاد و همبستگی مبارزاتی خود، تروریسم لجام گسیخته و سیاست وحشت پراکنی و جنایکارنه رژیم را با شکست روبرو سازند.
کمیته مرکزی کومه له
27 مهر ماه 1386
19 اکتبر 2007
وحشت از جنبش كارگری
حسن رحمان پناه
ساعت 8:30 دقيقه صبح روز پنجشنبه 26/7/86 مجيد حميدی فعال سرشناس جنبش كارگری، عضو كميته هماهنگی برای ايجاد تشكل كارگری، عضو كميته دفاع از محمود صالحی، از فعالين ايجاد شورای كارگری در شهر سنندج و يكی از فعالين اصلی برگزاری مراسمهای اول ماه مه و روز جهانی زن در اين شهر، هنگام خروج از منزلش در تپه كرباسچی، توسط چند فرد نقابدار سوار بر موتور سيكلت مورد سوقصد قرار می گيرد و پنج گلوله به شانه راست و گردن مجيد اصابت كرده و به شدت مجروح ميشود. عابرين و مردم حاضر در محل حادثه، بلافاصله مجيد را به بيمارستان شهر سنندج منتقل ميكنند. سوء قصد كنندگان به جان مجيد حميدی كه سه تن بوده اند با استفاده از موتور سيكلت محل حادثه را ترك كرده و تابحال خبری از شناسایی و يا دستگيری آنها در دست نيست و شايد هم هرگز بدست نيايد. بعد از انتقال مجيد به بيمارستان بعثت سنندج، به علت نگرانی پزشكان از وضعيت جسمی مجيد حميدی و بخصوص اثابت يك گلوله به گردن ايشان، بعد از ظهر همان روز نامبرده به تهران منتقل و در بيمارستان "امير اعلم" بستری ميشود. مجيد حميدی هنگام اعزام به تهران و در برابر چشمان نگران و اشك آلود همسر، فرزندان و دوستانش با روحيه عالی و شجاعانه و صدای رسا ميگويد: "جان من و افراد مثل من كمترين بهايی است كه در راه خدمت به جنبش كارگری و رهايي طبقه كارگر بايد پرداخت كنيم".
جمعه 19 اكتبر۲۰۰۷
سلام دمکرات
بوسيله ى دیاکو
طبق گزارشی از طریق ایمیل مطلع گشتیم که آقای فریدون نیکوفر، یکی از نمایندگان کارگران هفت تپه توسط افراد لباس شخصی ربوده شده و به محل نا معلومی منتقل گشته است:
در متن این گزارش آمده است:
"ساعاتی پیش یکی از منتخبین کارگران نیشکر هفت تپه توسط عوامل رژیم جمهوری اسلامی در محل منزلش دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.
فریدون نیکو فر یکی از فعالین حقوق کارگری و از نمایندگان کارگران هفت تپه که خواهان حقوق قانونی پایمال شده بیش از پنج هزار کارگر بوده اند و تقاضای تشکیل سندیکای مستقل کارگری را دارند حدود ساعت نه شب پنج شنبه دستگیر و به محل نامعلومی منتقل گردید."
آینه روز
جمعه 19 اكتبر 2007, بوسيله ى دیاکو
خودکشی در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر
دیروز عصر زهرا ع.ا. دانشجوی ۲۷ ساله دانشکده علوم پزشکی همدان پس از ۴۸ ساعت بازداشت در بازداشتگاه امربه معروف همدان با پلاکارد تبلیغاتی در داخل بازداشتگاه خود را حلق آویز کرد.
زهرا که روز جمعه به همراه پسری در پارک به علت “جرم مشهود”دستگیر شده بود به علت تعطیلی دادگاه در بازداشت بود و دیروز خودکشی کرد.
مهرداد حمزه ، خبرنگار کمیسیون زنان تحکیم در همدان با ارسال این خبر گفت پس از تکذیب اولیه خبرِ ؛ در نهایت الماسی مسئول روابط عمومی دادگستری همدان، خبر مرگ در اثر خودکشی این دانشجوی تهرانی را تایید کرده است.
تصاویری از تظاهرات چهارشنبه 25 مهر در دانشگاه پلی تکنیک
ترور یکی از فعالین کارگری شهر سنندج به دست افراد ناشناس

صبح روز پنجشنبه 26 مهر ماه افراد مسلح ناشناس "مجید حمیدی" یکی از فعالین کارگری شهر سنندج را ترور کردند. بر اساس خبرهای رسیده" مجید حمیدی"، عضو کمیته هماهنگی، کمیته دفاع از محمود صالحی و فعال ایجاد شورای کارگری در شهر سنندج به هنگام خروج از منزل به وسیله 3 فرد مسلح موتور سوار مورد تیراندازی قرار گرفته و 7 گلوله به شانه، گردن و گوش وی اصابت کرده است.به دنبال این حادثه، "مجید حمیدی" به بیمارستان بعثت سنندج منتقل شده و بنا به توصیه پزشکان برای معالجه به تهران انتقال یافته و آخرین خبرها حاکیست که وضعیت جسمی این فعال کارگری وخیم است.
***********************
انیه شش ماده ای کارگران نیشکر هفت تپه

کارگران نیشکر هفت تپه بیانیه ای در شش ماده منتشر کردند و بار دیگر بر خواستهای خود پافشاری کردند. در واقع کارگران با برکناری شفیعی، مدیر عامل قبلی کارخانه نیشکر، عزم و اراده خود را برای پیگیری همه مطالبات خود خطاب به مدیر عامل جدید اعلام کرده اند.
برکناري مدير طرح نيشکر هفت تپه يک پيروزي ديگر براي کارگران
مطلع شديم که مديريت طرح نيشکر هفت تپه آقاي شفيعي برکنار شدند. برکناري مديريت يک خواست ما کارگران بود و اين را يک موفقيت ديگر براي خود ميدانيم.
ما به مديريت جديد آقاي مطيعي اعلام ميکنيم که کماکان بر خواستهاي خود پافشاري ميکنيم.
خواستهاي ما عبارتند از:
١- شوراي اسلامي را مانع تشکل خود ميدانيم. ما در انتخابات شوراي اسلامي شرکت نميکنيم و شوراي اسلامي بايد منحل شود.
٢- ما هر پنجشنبه ساعت ١ تا ٢ عصر جمع ميشويم و در مورد شرايط کار خودمان تصميم ميگيريم. و مجمع عمومي خودمان را تشکيل ميدهيم. مجمع عمومي تشکل واقعي ما کارگرانست. ما تشکيل سنديکا را حق خود مي شماريم.
٣- ما خواهان انعقاد قرارداد با همه کارگران قراردادي وبازگشت آنها به کار هستيم.
٤- ما خواهان پرداخت فوري همه طلبهايمان بابد پاداش و بن هستيم
٥- ما خواهان اجراي طرح طبقه بندي مشاغل هستيم
٦- ما خواهان برشمردن کار ما بعنوان کار سخت و زيان آور هستيم.
ما تا رسيدن به خواستهايمان به اعتراضات خود ادامه ميدهيم و از مديريت جديد ميخواهيم به خواستهاي ما فورا پاسخ دهد.
کارگران نيشکر هفت تپه ٢٤ مهر ٨٦
اول ماه مه، جشن؟ یا جنگ؟
ماه مه سال 2007 میلادی در آستانه طلوع است و ما کارگران سراسر دنیا، بر اساس سنتی دیرینه، به پیشواز روز اول این ماه می رویم. چرا این کار را می کنیم؟ از این روز و این مراسم چه انتظاراتی داریم؟ با اول ماه مه چه شده است و ما تا امروز با آن چه کرده ایم؟ مکان این روز در فرایند سراسری مبارزه طبقاتی ما علیه سرمایه داری چیست؟ و در حال حاضر چگونه دیده می شود؟ همه و همه مسائل قابل بحثی هستند، اما پیش از پرداختن به این پرسش ها یا لااقل برخی از آنها، ببینیم که در کجا زندگی می کنیم؟ در محاصره چه شرائطی هستیم و در دل این شرائط چه راهی در پیش روی ماست؟ پاسخ برای همه ما ساده است، هر کجا که هستیم، شرق یا غرب، شمال یا جنوب و در هر کدام از قاره ها و کشورها، به هر حال در جهان سرمایه داری زندگی می کنیم. دنیائی که در آن:
در چه دنیایی زندگی میکنیم
!دنیای سرمایه داری فاجعه است!
بیائید دنیائی دیگر بسازیم!
فريده ثابتي