
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|
دورة سوم بسوي سوسياليسم 2 1387
نگاهي به وقايع و تجارب جنبش دانشجويي
نگاهي به جنبش دانشجويي ايران بيانگر اين واقعيت است که پيشروي هاي اين جنبش در طي سه، چهار
سال اخير اساسا در نتيجه تحرکات و فعاليت هاي بخش سوسياليست و چپ جنبش دانشجويي بوده است. اين بخش از جنبش دانشجويي در چند سال اخير با برافراشتن پرچم مطالبات دمکراتيک و راديکال و با دفاع از خواستها و مبارزات طبقه کارگر و اعلام استراتژي اتحاد با جنبش کارگري و ديگر جنبش هاي پايدار اجتماعي و تلاش براي ايجاد پيوند و همبستگي با فعالين و رهبران عملي ديگر جنبش ها، فصل نويني در تاريخ اين دوره از حيات و پيشروي جنبش دانشجويي گشود.
حرکت و جريان سوسياليستي و چپ در درون دانشگاه ها از يک سو با مبارزه سرسختانه عليه سياستهاي سرکوبگرانه رژيم جمهوري اسلامي براي تشديد اختناق، مبارزه براي آزادي دانشجويان در بند، مبارزه براي بر چيدن بساط نهادهاي مذهبي و نيروهاي سرکوبگر از محيط دانشگاه، مبارزه براي آزادي بي قيد و شرط بيان و عقيده، و از سوي ديگر مقابله با ليبراليسم بورژوايي ايران در اشکال مختلف آن که خود بازتاب عيني شرايط مبارزه طبقاتي در جامعه است پا به ميدان نبرد گذاشت. گرايش سوسياليستي در اين دوره تلاش کرد تا جنبش دانشجويي را از زير نفوذ انجمنهاي اسلامي طرفدار جبهه مشارکت و اصلاح طلبان حکومتي که استراتژي اصلاح رژيم را زير لواي دمکراسي خواهي عرضه مي کردند، و طيف تحکيم وحدتي هايي که به ليبراليسم سکولار و انقلاب مخملي تمايل پيدا کرده بودند، بيرون بکشد، و ماهيت واقعي آن دسته از ليبرال هايي را که براي خزيدن به قدرت به دخالت و حمله امريکا اميد بسته بودند را برملا کند.
انتشار چندين نشريه و دهها سايت و وبلاگ دانشجويي که بخش چپ و سوسياليست جنبش دانشجويي از طريق آنها به تبليغ و رواج ايده هاي سوسياليستي و مارکسيستي مي پرداختند و در مورد وقايع اجتماعي در جامعه از موضعي راديکال عکس العمل نشان مي دادند، برگزاري نشست ها و تجمعات علني، براه انداختن کمپين هاي تبليغي براي جلب حمايت مالي از فعالين کارگري در بند، به چالش کشيدن آشکار نهاد ها و ارگانهاي وابسته به رژيم و تحميل عملي درجه اي از آزادي عمل و بيان در محيط دانشگاه از دستاورد همين دوره از جنبش دانشجويي بود که اساسا به همت نقش و فعاليت چپ ها و سوسياليست هاي جنبش دانشجويي ميسر شد. در واقع فعالين سوسياليست جنبش دانشجويي با اتکا به همين فعاليت ها بود که توانستند به يکه تازي گرايش ليبرالي که براي يک دوره فضاي سياسي و فکري دانشگاهها و تا حدودي جامعه را به اشغال خود در آورده بود، پايان دهند
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه علیه اعدام
مجازات اعدام، اقدامی آگاهانه و سازمانیافته است که از جانب دولت ها برای قتل و نابودی مخالفین سیاسی، ناراضیان اجتماعی و قربانیان همین نظام سرمایه داری که دولت ها از آن پاسداری می کنند به اجرا در می آید. مجازات اعدام یکی از پایه های حاکمیت طبقه سرمایه دار در جهان امروز و حاکمیت طبقاتی در طول تاریخ برای به تسلیم کشاندن طبقات و اقشار تحت ستم جامعه بوده است. اعمال مجازات اعدام از جانب دولت ها و از جانب هر نیروئی که باشد و با هر توجیهی که صورت بگیرد یک ذره از ماهیت ضد انسانی و جنایتکارانه آن نمی کاهد.
10 اکتبر روز جهانی مبارزه علیه اعدام فرصتی دیگر است برای فعالین جنبش مبارزه برای لغو مجازات اعدام که افکار عمومی را در ابعاد هر چه گسترده تری با ماهیت ضد انسانی و جنایتکارانه مجازات اعدام آشنا کنند، 10 اکتبر در همان حال بار دیگر جامعه بشری را در مقابل این سؤال قرار می دهد که چرا در قرن بیست و یکم و در اوج پیشرفت تمدن و ارتقای فرهنگ بشری و نوع دوستی انسانها، جهان ما هنوز هم ننگ وجود مجازات اعدام را با خود حمل می کند.
در شرایطی که هر روزه به خیل میلیونی قربانیان نظام سرمایه داری افزوده می شود، دولت های سرمایه داری در کشورهایی که هنوز مجازات اعدام منسوخ نشده است برای به انحراف کشاندن افکار عمومی از توجه به ریشه یابی مشکلات و نابسامانیهای اجتماعی صدور حکم اعدام را بعنوان راه درمان این نابسامانیها و عکس العملی قاطع در برابر این معضلات اجتماعی معرفی می کنند. در ایران رژیم جمهوری اسلامی که در ردیف اول صدور و اجرای حکم اعدام در جهان قرار دارد اگرچه به دلیل جنبش های اعتراضی گسترده نتوانسته به سادگی سالهای گذشته فعالین سیاسی و فعالین جنبش های اجتماعی را به پای جوخه اعدام ببرد اما در همین سالها صدها تن از جوانان شهرهای مختلف ایران را مخفیانه و یا تحت عنوان اعدام " اراذل و اوباش" در ملا عام و در مقابل چشمان خیره مردم به قتل رسانده است. این رژیم هنوز هم تحت عنوان مقابله با جرائم جنایی با این جنایات و انسان کشی آشکار ادامه می دهد.
دولت ها و مدافعین مجازات اعدام بر این باورند که اعدام با ایجاد ترس و وحشت می تواند همچون یک عامل بازدارنده در برابر جرایم و جنایات عمل کند. اینها ادعا می کنند که استفاده از حربه اعدام به جانیان و خلافکاران نشان می دهد که جامعه قادر به تحمل جرم و جنایت آنها نیست. اما واقعیات خلاف این را نشان می دهد برای مثال در ایران که مجازات اعدام و اجرای این حکم در ملا عام به یک رکن حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است، و یا در آمریکا که در بیشتر ایالت های آن هنوز حکم اعدام لغو نشده است سالانه میلیونها جرم از قبیل اعمال خشونت، قتل، دزدی، سرقت مسلحانه، تجاوز و ... رخ می دهد. آمار این جرایم در آمریکا و ایران با در نظر گرفتن نسبت جمعیت در مقایسه با کشورهای اروپایی که مجازات اعدام در آنها لغو شده است بسیار بیشتر است.
بنابراین روشن است که با مجازات اعدام، با قانونی کردن قتل و خشونت نمی توان با نابسامانیهای اجتماعی با قتل و خشونت در جامعه مقابله نمود، بلکه باید ریشه های اقتصادی و اجتماعی این نابسامانیها و مصائب اجتماعی را خشکاند تا حرمت و ارزش های والای انسانی جا یگاه واقعی خود را باز یابد.
اما در جامعه سرمایه داری که بر پاشنه سودآوری می چرخد و مالکیت خصوصی را مقدس می شمارد، نظامی که بر استثمار انسان از انسان مبتنی است، نظامی که بیکاری میلیونها انسان به خصلت نمای ساختاری آن تبدیل شده است، نظامی که کودکان را در کارگاه و معادن و مزارع به بردگی مزدی می کشاند، نظامی که جنگ و کشتار، فقر و گرسنگی و بی خانمانی جزئی از موجودیت آن است، جان و حرمت انسانها در آن هیچ ارزشی ندارد. مجازات اعدام لازمه این نظام است.
تا زمانیکه که نظام طبقاتی سرمایه داری پابرجاست و زمینه های مادی اعدام و بروز جرم و جنایت برای همیشه از جامعه رخت برنبسته است، خواست ممنوعیت حکم اعدام، خواست بشریت آزادیخواه است.
جنبش مبارزه برای لغو مجازات اعدام، تاکنون بسیاری از دولت های جهان را وادار به الغای حکم اعدام کرده است. باشد تا 10 اکتبر روز جهانی مبارزه علیه اعدام، مقطعی دیگر برای تشدید و گسترش مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی و لغو مجازات اعدام در ایران و سراسر جهان باشد.
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
8 اکتبر 2008
17 مهر 1387
اطلاعیه تلویزیون کومه له
بدینوسیله به اطلاع کلیه بینندگان عزیز کانال تلویزیون کومه له می رساند که بدلیل تغیراتی فنی که در بخش فرستندگی این کانال ایجاد شده است، موقعیت آن در حافظه دکودرها تغیر کرده است و برای مشاهده برنامه های این کانال لازم است که یکبار دیگر بر روی موقعیت زیر، که همان موقعیت سابق است، جستجو و ضبط شود.
Hotbird: 12476 MHZ
Ksps: 27500
HOR: ¾
با تشکر
مدیریت تلویزیون کومه له
2008/10/05
در پاسخ به جوابیه اقلیت تشکیلاتی
جمعی از اعضای حزب کمونیست ایران که از مدتی قبل از برگزاری کنگره سیزدهم کومه له تشکیل "فراکسیون فعالیت بنام کومه له" را اعلام کردند و تا کنون نیز تحت همین عنوان فعالیت می کنند، به تاریخ 19 سپتامبر با انتشار متن جوابیه ای، موضع خود را در قبال قطعنامه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در مورد این فراکسیون اعلام کردند.
بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید

حوادث چند سال اخیر به روشنی نشان داده است که جوانان معضل استراتژیک رژیم حاکم هستند و رژیم حاکم مانع نخستین نسل جوان در مسیر نیل به سعادت و بهروزی فردی و اجتماعی است . رژیم حاکم پیوستن به خیل عظیم بیکاران را به آینده محتوم بخش عمده جوانان تبدیل کرده است . آنها را در منگنه زندگی جهنمی در " حال " و ابهام و سرگردانی در " آینده " گرفتار آورده است . اعتیاد ، خود کشی ، تن فروشی ، تکدی گری ... واسطه هایی هستند که این حال را در چارچوب مناسبات سرمایه دارانه نامتعارف و خود- ویژه رژیم اسلامی به آن آینده پیوند می زنند . خانواده های این جوانان که غالبا متعلق به اقشار کارگر و زحمتکش جامعه هستند در چنبره فلاکت تمام عیار اقتصادی - که در ماههای اخیر به اوج خود رسیده است - گرفتار آمده اند . در عرصه سیاسی در چند ماه اخیر با سرکوب و تعرض گسترده حاکمیت و بالا رفتن آمار بازداشتها ، تعداد جلسات بی دادگاهها و اعدامیها و فشار فزاینده بر فعالین سیاسی و اجتماعی مواجه بوده ایم . در حیطه اجتماعی رژیم با طرحهای موسوم به " امنیت اجتماعی " و " مقابله با اراذل و اوباش " مستقیما جوانان را به عنوان نخستین قربانیان و متهمان نشانه گرفته است . در عرصه فرهنگی و در قرن بیست و یکم و در یک مورد واقعا کم سابقه ، هنوز مطالعه آزاد ، معاشرت و و دوستی با جنس مخالف ، هنرورزی و هنردوستی ، ورزش کردن و حتی انتخاب آزادانه خوردنیها و نوشیدنیها و به طور خلاصه بهره بردن از یک زندگی و مدنیت عرفی و نرمال ممنوع و یا نیمه ممنوع است و باید در خفا دنبال شود . آپارتاید جنسی وسیع و سیستماتیک ، زن را در معرض تبدیل به عضو درجه سوم و چهارم جامعه قرار داده است . این تصویری فشرده از زندگی جوانان در بطن مناسبات سرمایه دارانه موجود در یک کشور توسعه نیافته و جهان سومی است . سرمایه داری اسلامی - ایرانی حاکم جیب جوان و خانواده اش را خالی می کند و ستون از زیر سقف معیشت آنها می کشد ، در جامعه از او با باتوم " امنیت " استقبال می کند ، در تلاش برای تبدیل نیمی از آنان به برده جنسی است و آنان را در باتلاقی از شیزو فرنی فرهنگی غوطه ور ساخته است .
اینها زمینه های عینی اعتراض نسل جوان را شکل می دهند . زمینه های عینی ای که در چارچوب مناسبات حاکم نابود شدنی نیست و با نقشه و برنامه و طرحها و استراتژیهای امنیتی رفع نمی شود . بستن دهانه آتشفشانهای اعتراض حتی با شفته خون وباروت نیز میسر نیست . این نسل و یا بخشی از آن ، آنگاه که به اعتراض روی آورد و به فکر راه چاره بیافتد و " آلترناتیو " های نیم جان و نیم بند بورژوایی ( لیبرالی و ناسیونالیستی ) را بنگرد که در گذشته و حال حیات و هستی خود را از حاکمان گدایی کرده و سر در آخور بزرگتر نظم موجود در ابعاد گوناگون آن داشته اند ، می تواند افق سوسیالیسم انقلابی را به عنوان مجرای اعتراض همه جانبه ، رادیکال و بی تخفیف خویش به همه زوایا ، همه جوانب و گوشه های نظم و وضعیت موجود برگزیند . این چنین است که سوسیالیسم می تواند در جامعه تعین بیابد ، محو ناشدنی باشد و به عنوان یک گزینه و انتخاب نسلی ظهور کند .