تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید!

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در مورد اوضاع سیاسی ایران

 

 

(بخش اول)

جهان امروز: مدتی پیش پلنوم کمیته مرکزی حزب برگزار شد، همانطور که از گزارش آن هم پیداست موضوع مربوط به بحران اقتصادی جهان سرمایه داری و تحلیل اوضاع سیاسی ایران و استنتاج عملی از آن بخش اصلی مباحث پلنوم را بخود اختصاص داده است، در این مصاحبه می خواستم بیشتر به اوضاع سیاسی ایران بپردازیم. در گزارش به سقوط بهای نفت بعنوان یکی از فاکتورهای دخیل در تغییر اوضاع سیاسی ایران اشاره شده است، درحالی که قبلا هم ما همیشه از بحران اقتصادی که رژیم با آن دست بگریبان است صحبت کرده ایم، هدف از تاکید بر این موضوع چه بود؟

 صلاح مازوجی: در اینجا بحث بر سر بحران مضاعفی است که اقتصاد ایران با آن روبرو است، بحث بر سر تاثیرات و پیامدهای بحران اقتصادی سرمایه داری در سطح جهان بر اقتصاد ایران است. بر خلاف دروغپردازی های رئیس جمهور احمدی نژاد که ادعا می کند محاصره اقتصادی و بحران جهانی سرمایه داری هیچ تاثیری بر ایران ندارد و کشور را با قیمت نفت بشکه ای 7 دلار هم اداره می کند، این عوامل و فاکتورها بر تمام گوشه و زوایای کار و زندگی مردم اثرات ویرانگر خود را بجای گذاشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 2:58  توسط کارگر  | 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

در مورد اوضاع سیاسی ایران

                                                                                                                  

(بخش دوم)

جهان امروز: با توجه به تشدید بحران اقتصادی و تعرض همه جانبه ای که رژیم به سطح معیشت مردم  و بویژه طبقه کارگر سازمان داده است، موقعیت جنبش کارگری را چگونه ارزیابی می کنید؟ بعنوان اقدام عاجل طبقه کارگر چگونه می تواند با عوارض تشدید بحران کنونی مقابله کند؟

 صلاح مازوجی: روشن است که از این بحران اقتصادی و تهاجم وسیعی که رژیم علیه سطح زندگی و معیشت مردم سازمان داده است طبقه کارگر بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه آسیب می بیند. وجود میلیونها کارگر بیکار و تداوم بیکار سازیها، راندن میلیونها خانواده کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر و تحمیل ناامنی شغلی در این شرایط فلاکتبار اقتصادی طبقه کارگر ایران را در موقعیت بسیار دشواری در مبارزه با وضع موجود قرار  داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 2:56  توسط کارگر  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

در ارتباط با جنجال تبلیغاتی رهبری حزب حکمتیست

 

مدتی است که رهبری حزب حکمتیست با انتشار مطالبی در سایتهای اینترنتی، تبلیغات جنجالی بی مقداری را بر علیه کومه له و حزب کمونیست ایران براه انداخته است. شکل این تبلیغات غیر سیاسی، غیر اخلاقی است و تنها در چهارچوب یک عقده گشایی روانی میتوان آنرا درک کرد.  محتوای بهانه ها و مستسمک های آن نیز بر پایه دروغ و کذب محض استوار است چون قرار نیست در هیچ مرجع حقیقی و حقوقی ثابت شوند. این ادعاها بر تحلیل و تفاسیر کارآگاه مابانه، دلبخواهی و نهایتا اتهام زنی متکی است و اساس را بر این گذاشته است که از فرط تکرار، و با مسموم کردن فضای مبارزه سیاسی تعقل انسانهای دور و بر خود را با موهومات بی سر و تهش مسخ کند.

 

با همه اینها سوال این است که علت واقعی این ضدیت کور با کومه له و حزب کمونیست ایران چیست؟ واقعیت این است که حزب حکمتیست یک جریان منزوی، حاشیه ای و بی ریشه ای است که از طریق "فیل هوا کردن" و جنجال سازی حیات سیاسی حقیر خود را معنی میکند. رهبری حزب حکمتیست بدنبال شکست های پی در پی و سردرگمی استراتژیکی که بدان گرفتار آمده است اینگونه فرهنگ و رفتارها، اخلاقیات و سبک کار را به  استراتژی و تاکتیک خود تبدیل کرده است. آنها رمز بقای خود را در تداوم این روشها جستجو میکنند. آنها میخواهند به هر قیمتی که شده است "مطرح" باشند، اگر از طریق کار مثبت و متین نشد با آلوده کردن سرچشمه آب هم که شده است اشکالی ندارد. تئوری آنها این است اگر به هر نرخی  در این دوران" مطرح" بمانند، در این صورت گویا جامعه در شرایط مساعد و در دوران دیگر  آنها را انتخاب خواهد کرد.

 

جای تاسف است که برای جمعی که زمانی شرافت سیاسی برایشان  مفهومی  والا داشت، امروز هدف زندگی خود را گم کرده اند و دنیای سیاست آنقدر برایشان حقیر و کوچک شده است که صف انقلاب و ضد انقلاب برایشان بی معنا میشود و مبارزه با دشمن آنقدر برایشان فرعی است که فعلا مبارزه آکتیو با کومه له جای  آنرا برایشان پر میکند تا در فرصتی دیگر موضوع کار دیگری فراهم شود.  با کمال تاسف واقعیت غم انگیز این است که در اثر تداوم این روشها فساد سیاسی و انحطاط اخلاقی در رهبری این جمع آنچنان نهادینه شده است که امید به اصلاح و بازداشتن آنها از پیمودن این راه نامیمون و سرنوشت تراژیکی که پیشارو دارند  را بسیار ضعیف کرده است.

 

در پایان سخنی هم داریم با اعضا و هواداران کومه له و حزب کمونیست ایران. آنچه که این جمع میخواهند بعنوان "کمپین تبلیغی" و مضمون فعالیت بخورد صفوف خودشان بدهند، بشدت حقیرانه است، توفان در فنجانی بیش نیست. آنرا اهمال کنید، پشت گوش بیاندازید، ملاحظه خواهید کرد که در دنیای واقعی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. بعد از مدتی از این جست و خیز ها خسته خواهند شد و دنبال سوژه دیگری خواهند رفت.   

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

2 فوریه 2009

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 3:48  توسط کارگر  | 

وظایف جوانان انقلابی

ولاديمير ايليچ لنين

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 22:25  توسط کارگر  | 

سالگرد کشتار کارگران خاتون آباد را به روز مبارزه 

 متحدانه علیه جمهوری اسلامی تبدیل کنیم  .

 

 

حسن رحمان پناه

در روز4 بهمن سال 1382 صدها تن از کارگران گرسنه مجتمع مس خاتون آباد از توابع شهر بابک در استان کرمان همراه با خانواده هایشان در اعتراض به سیاستهای ضدکارگری وضد انسانی جمهوری اسلامی از جمله اخراج از کار، دست به اعتراض وتظاهرات دستجمعی زدند. خواست کارگران وخانواده هایشان دفاع از حق حیات وزندگی وزیستن در جهنمی بود که جمهوری اسلامی علیه آنان واکثریت مردم ایران از 29 سال قبل ایجاد کرده است. اما جانیان قاتل وسرکوبگر اسلامی که به فرهنگ تک صدای اسلامی عادت کرده و قدرت شنیدن وتحمل هیچ صدای دیگری را ندارند به سیاق همیشگی خود، خواست عادلانه کارگران ناراضی مس خاتون آباد را با گلوله و آتش جواب دادند. به گفته شاهدان عینی، کارگران و خانواده هایشان از زمین و هوا با سلاح گرم و هلیکوپتر مورد یورش قرار گرفته ودرندانه سرکوب شدند. دراین یورش وحشیانه وبیرحمانه 4 کارگر و 1 دانش آموز جانباختند وعده بیشتری مجروع و به بیمارستان انتقال یافتند. فرمانده عملیات رژیم علیه کارگران ابتدا این پیروزی را با آب و تاب اعلام کرد واظهار داشت ما از جانب مقامات بالا دستور آتش داشتیم. این تبلیغات در واقع برای زهرجشم گرفتن از جنبش کارگری وایجاد رعب ووحشت در صفوف این جنبش به راه انداخته شده بود که کارگران از آن به بعد اقدام به اعتراض و مبارزه ننمایند. کارگزاران اصلی رژیم سانسور شدیدی را جهت جلوگیری از پخش خبر جنایت خاتون آباد و درج حقایق در مطبوعات وکانالهای خبررسانی برقرار کردند. اما زمانیکه اعتراض دستجمعی درداخل و خارج کشور آغاز وگسترش یافت و به همت بخشی از فعالین کارگری چهلمین روز جانباختگان خاتون آباد در برخی از مراکز کارگری گرامی داشته شد وبه مدت 5 دقیقه دست از کار کشیدند، مقامات جمهوری اسلامی به خود آمدند وبرای توجیه جنایت خود کارگران جانباخته را بیشترمانه عده ای اراذل واوباش واخلالگر توصیف کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:17  توسط کارگر  | 

بحران سرمایه داری و مارکسیسم

                                                                                       ف. فرخی

مقدمه:

در ماههای گذشته شاهد قلم زنی های  متنوع ای در مورد بحران جاریِ سرمایه داری و توجیهات علل این بحران و بحرانهای سرمایه داری بطور کلی بوده ایم. البته این نتنها موجب تعجب نیست، بلکه در واقع بجز این هم نمیتوان انتظار داشت. چراکه بحرانها، بسته به شدت وخامت و  وسعتشان کمتر یا بیشتر، شیرازۀ شیوۀ تولید سرمایه داری را و قاعدتأ با آن کل جامعه را بلرزه میاندازند، و از این طریق همۀ طبقات اجتماعی را در آن درگیر میکند. هر بار که بحرانی تازه بروز میکند(یا صحیحتر است که گفته شود هر گاه این بیماریِ مزمن سرمایه داری حاد میگردد) این توجیهات و تفسیرها از نو سر برمیآوردند، اما نکتۀ قابل توجه این است که اینها را علارغم ظاهر رنگارنگشان میتوان و باید به دو دستۀ اصلی تقسیم کرد و این تقسیمی است که بیش از یک قرن قدمت و اعتبار دارد. یا این قلم زنی ها در جهت منافع تاریخی ــ طبقاتیِ پرولتاریاست واز این جهت منطبق با مارکسیسم و سوسیالیسم علمی است. یعنی اینکه فریب ظواهر قضایا را نمیخورد، دست به ریشه میبرد و در هر لحظه و هر کلام مترصد آشکار کردن تضادهای طبقاتی در پس پدیده هاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 20:35  توسط کارگر  | 

 غزه نمونه بارز بربریت سرمایه داری و ارتجاع

                                                                                        

ادریس دژبند

هدف از نوشتن این مقاله به نقد کشیدن سرمایه داری و دیکتاتوری اسرائیل که زندگی اسف باری را بر مردم عزه تحمیل کرده است.

در اول نوشتن لازم است بگویم که حمله اسرئیل فقط حمله به غزه نیست بلکه حمله به احساس و عواطف وابتدایی ترین حقوق انسانی مردم جهان است و هرکس که یک زره از انسانیت بو برده باشد این عمل اسرائیل را محکوم می کند، برای این است که ما شاهد اعتراض صدها هزار نفر در اقصی نقاط جهان هستیم ، از اروپا گرفته تا آسیا و آفریقاو... مردمان آزادی خواه به خیابانها ریخته اند و با حمل پلاکاردهای مرگ بر اسرائیل، جنگ را متوقف کنید خشم وانزجار خود را از حمله به غزه اظهار میکنند.

هر روز بر آمار کشته شدگان افزوده می شود ، بیمارستانها مالامال از کشته شدگان و مجروحین است و دولت اسرائیل با محاصره وبستن مرزهای فلسطین مردم عزه از نیازهای ابتدایی که خوراک و سوخت و پوشاک و مواد بهداشتی و دارو است جلوگیری کرده است و مدام بر آمار قرببانیان افزوده میشود.

بیشترین قربانیان این جنگ وحشیانه کودکان و زنان هستند، کودکانی که تمام آرزوهایشان بازیهای کودکانه، رفتن به مدرسه و ... است، اما بایستی در این کشتارگاه سرمایه داری و ارتجاع کشته شوند و یا در این زمستان سرد و طاقت فرسا آواره و بی خانمان شوند و از آغوش گرم مادر بی بهره  و دنبال جنازه پدر ، خواهر و یا یکی از اعضای خانواده شان سرگردان شوند، کودکانی که به جای جمع و تقسیم ریاضی بایستی توپ و خمپارهای نظم سرمایه که عزه را غرق خون کرده، را بشمارند و یا  آمار کشته شدگان را به جمع و تقسیم کنند ، بجای هوای پاک  بایستی دود بمبهای شیمایی و موشکهای مدرن را تنفس کنند ، بجای فوتبال درکوچه ها بایستی دنبال پناه گاهی بگردند که خود را از مرگ نابه هنگام نجات بدهند. نوشتن بیان کردن این گونه وحشیگیری تمام شدنی نیست.

شبهای غزه به شب خون تبدیل شده است، خیابانها همه سرخ در اتش ودود گشته اند ، خانه ها همه ویران وکانون گرم خانوادها از هم پاشیده است و این سهم مردمی است که بربریت سرمایه و ارتجاع مذهبی حق زندگی را از آنان سلب کرده اند، آیا در این میان سرمایه داران ضرری را متحمل شده اند، آیا آنان هیچگاه چنان فشار مرگ باری را تجربه کرده اند تا درد کودکانی که در نواره غزه شاهد کشته شدن خوانواده و یا هم بازیهایشان و یا زخمی شدن خود که لحظه لحظه به مرگ نزدیک میشوند را درک خواهند کرد؟ بی تردید بایستی بگویم آنان هیچکدام از این دردها حتی به فکرشان هم خطور نکرده است. سرمایه داری برای حفظ بقای خود حاضر است که مردمان زیادی را قربانی کند و بجز منفعت خود هیچ چیز دیگری را دنبال نخواهند کرد، این جنگ و کشتار وحشیانه نمونه بارز و ماهیت واقعی نظام سرمایه داریست.

در این دوره بحرانی نظام سرمایه داری جهانی که جهان شاهد آن است و ورشکستگی کارخانه های بزرگی که چرخه اقتصادی کشورهایشان بروی آن می چرخید و برای حل این بحران به چنین جنگهای احتیاج دارند تا دید افکار عمومی را از این سو به سوی دیگر بکشند. تا چند هفته پیش تمام خبرها رسانه ها همه بر روی این بحران جهانی متمرکز بود اما امروز حمله اسرائیل به نواره غزه در سرتیتر تمام روزنامه و سایتهاها به چشم می خورد و این گونه جنگها پایانی ندارد تا زمانیکه سرمایه داری در حال سوداندازی باشد حقوق انسانی مردمان جهان دست یافتنی نیست و نخواهد بود.

پس باید متحدانه در جهت سازماندهی اعتراضات و جنبشهای رادیکال و طبقاتی توده های ستم دیده جهان گام برداشت و اینچنین توان به عقب راندن سرمایه داری میسر خواهد بود. و بایسی در برابر این گونه یورش وحشیانه و غیر انسانی هیچ گاه آرام ننشینیم و از هیچ کوششی برای رهایی انسان از قید و بند نظام ناعادلانه و طبقاتی سرمایه داری دریغ نکنیم. برای مبارزه متحدانه و یکپارچه این نیروهای چپ و سوسیالیست هستند که بایستی بار سنگین سازماندهی و تشکل یابی جنبشهای رادیکال اجتماعی را به دوش بشکند و سعی در پیوند عمیق جنبش جهانی ضد جنگ و رادیکال برای مقابله با به خون کشیدن مردم بی دفاع جهان و مشخصا فلسطین مبارزه کنند.

این جنبش چپ و سوسیالیستی نیرومند است که توان مقابله با بربریت سرمایه داری را دارد.

Jan  2009
دی ماه
  ١٣٨٧

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 16:52  توسط کارگر  |