
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|
بر ما چه گذشت!؟ تاریخ کوتاهی از زایش چپ دانشجویی
محسن مومنی
اگر بخواهیم نگاه کوتاهی به تاریخ چپ دانشجویی در دهه 80 بیندازیم، ناگزیریم که از یک سو زمینههای اجتماعی– سیاسی عینی آن را که بستری برای بروز و روی آوردن بخش قابل توجهی از دانشجویان به اندیشههای چپ و سوسیالیستی بوده است را مختصرا بررسی نماییم و از سوی دیگر ماهیت این چپ جدید و تفاوتهای آن با نسل قدیم چپ را مورد نظر قرار دهیم تا روشن گردد که اولا این چپ، چگونه چپی است و ثانیا از چه زمینی برخاسته است؟
زمینههای شکل گیری (سیاسی- اقتصادی)
این مساله کاملا روشن است که چپ دانشجویی، از خرابههای جنبش سیاسی اصلاحطلبی برخاست. عمده رهبران، چهرههای شاخص و فعالین چپ
دانشجویی، کسانی بودند که در خرداد 76 حتی به سن قانونی برای رای دادن به رئیس جمهور اصلاحات نرسیده بودند، اما با این همه، نوجوانانی بودند، که شور و شوق فراگیری که در آن دوران، برای تغییر و کسب برخی آزادیهای سیاسی و مدنی در جامعه جاری بود، آنها را تحت تاثیر خود قرار داده و این نوجوانان را در این تجربه سیاسی سهیم نموده بود. بحثهای عمومی، ستادهای انتخاباتی، میتینگها و روزنامههای زنجیرهای که همگی اجزای یک جنبش سیاسی بود… و نهایتا میل به ریاست جمهوری رساندن سید محمد خاتمی در مقابل ناطق نوری.
اما تمام این امیدواریها خیلی زود در تیر 78 نقش بر آب گردید، درست در زمانی که به نظر میرسید، اعتراضات دانشجویان به ویژه در کوی دانشگاه تهران، این قابلیت را دارد که به یک بحران اجتماعی و سیاسی ناب بدل گردد، اصلاحطلبان به قدرت رسیده، به بدنه اجتماعی و جنبشی خود پشت کردند و دست در دست جناح اصولگرا، اعتراضات طبقه متوسط شهری را به ناکامی کشاندند.
اگرچه استراتژی ناکارآمد «انتخاب میان بد و بدتر» و نیز تلاشهایی که به نظر میرسید مجلس ششم برای پر کردن شکاف در اعتماد مردم به جریان اصلاحطلبی انجام داد، موجب گردید که سید محمد خاتمی بار دیگر در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری نیز پیروز میدان گردد، اما واقعیت این بود، که جریان اصلاحطلبی، از بدنه جنبشی خود تهی گردید و با موج سرخوردگی که در میان نیروهای سیاسی به وجود آمد، به ویژه در دانشگاهها که یکی از ارکان پیشبرد گفتمان اصلاحطلبی بود، نیروی جدیدی پا به عرصه مبارزات سیاسی و اجتماعی نهاد که همان چپ دانشجویی بود.