
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|

روزنامه « گاردین» نوشته است: همزمان با تشدید بحران اقتصادی در سراسر جهان به ویژه آلمان، کتابخوانهای آلمانی به کتابهای کارل مارکس روی آوردهاند.
« کارل مارکس بار دیگر بازگشته است»، این نظر ناشران و کتابفروشان در آلمان است که میگویند آثار وی اين روزها به سرعت و در ابعاد بیسابقهای به فروش میرسد.
دلیل اصلی علاقه به آثار کارل مارکس، بحران اقتصادی اخیر در جهان و آلمان اعلام شدهاست. یورن شوترومپف مدیر بنگاه انتشاراتی « کارل – دییتز»، نا شر آثار کارل مارکس در برلین، میگوید: «مارکس دوباره بازگشته است و ما شاهد علاقه بیسابقهای به آثار او هستیم و انتظار میرود که فروش کتابهای او در ماههای آینده رو به افزایش باشد.» به گفته ناشران، پرفروشترین اثر کارل مارکس، جلد اول کتاب او به نام « کاپیتال» است. به گفته یورن شوترومپف، بخش اعظم خریداران آثار مارکس، «نسل جوان دانش پژوهان و پژوهشگران هستند که اخیراً دریافتهاند وعدههای نئولیبرایسم (لیبراسیم نو) برای به ارمغان آوردن خوشبختی برای بشريت، حقیقت ندارد.»
« بهطور کلی، باید اذعان کرد بخشهای معینی از فرضیههای کارل مارکس چندان هم بد نیستند.»
« پی یر اشتاینبروک»، وزیر اقتصاد آلمان
کتابفروشیها در سراسر آلمان، افزایش فروش آثار کارل مارکس را تائید می کنند و میگویند: فروش کتابهای وی حداقل سه برابر شده است.گاردین نوشت: محبوبیت آثار نوشتاری معمولاً متناسب با زمانه دستخوش تغییر میشود و شاید این نکته مثبتی باشد که می بینیم همیشه موفقیت و فروش آثار مکتوب محصول تبلیغات و روشهای بازاریابی حیلهگرانه نیست. مسلماً اگر کارل مارکس زنده بود، از موفقیت آثار خود تحت تأثیر گسترش یک بحران اقتصادی در نظام سرمایهداری بسیار خوشنود میشد. در ماههای اخیر، تعداد بیشتری از شخصیتهای آلمانی، خود را علاقمند و یا پیرو دیدگاههای کارل مارکس معرفی میکنند؛ حداقل آن بخش از دیدگاههای این فیلسوف قرن نوزدهم که معتقد بود سرمایهداری و یا کاپیتالیسم افراطی به خاطر طمع شدید و ذاتیاش، سرانجام، خود را نابود خواهد کرد. چندی پیش که « اسکار لافونتن» از سیاستمداران چپ گرا و رهبر « حزب چپ» آلمان اعلام کرد که بخشی از فرضیههای کارل مارکس را در برنامههای این حزب خواهد گنجاند و بر این مبنا طرفدار ملی کردن بخشهای مالی و انرژی در آلمان است، مطبوعات عامه پسند و دست راستی آلمان از جمله « بیلد» به او حمله کردند. این مطبوعات نوشتند که آقای لافونتن « عقل خود را از دست داده و یک چپ گرای دیوانه است.» اما حتی به تازگی، « پی یر اشتاینبروک»، وزیر اقتصاد آلمان، که بدون تردید تحت تأثیر بحران اقتصادی اخیر خواب و خوراک ندارد، اعلام کرد که طرفدار برخی از دیدگاههای کارل مارکس است. او در مصاحبهای با مجله آلمانی « اشپیگل» گفت: « بهطور کلی، باید اذعان کرد بخشهای معینی از فرضیههای کارل مارکس چندان هم بد نیستند.» و بالاخره برای کتابخوانهایی که هنوز به مرحله علاقهمندی به فرضیهها و دیدگاههای سیاسی کارل مارکس نرسیدهاند، مکاتبات وی با دوست و همفکرش؛ فردریش انگلس، همزمان با یکی از بحرانهای اقتصادی قرن نوزدهم آمریکا میتواند کتابی سرگرم کننده و جالب باشد. مارکس در یکی از این نامهها در سال ۱۸۵۷ میلادی، در کمال اعتماد به نفس، سقوط کامل بازار مالی آمریکا – وال استریت – را پیش بینی کرد و خطاب به انگلس نوشت:« بحران و سقوط مالی در آمریکا، مایه بسی مسرت است. این بحران به این زودیها به پایان نخواهد رسید.»
| برای آگاهی از آنچه در افق اقتصادی جهان در حال شکل گیری است ، شما را به خواندن مقالات زیر دعوت می کنیم |
اعلام موجوديت و فراخوان
"كميته ي دفاع از كارگران هفت تپه"
كارگران و مردم آزاديخواه ايران و جهان!
كارگران نيشكر هفت تپه پس از ماه ها رنج و تلاش اكنون زير بيشترين فشارها قرار دارند. اين كارگران مطابق آن چه در مقاوله نامه هاي ٩٨ و٨٧ سازمان جهاني كاربدان تصريح شده، اقدام به ايجاد تشكل مستقل خود نموده اند و در آبان ماه ٨٧ در مجمع عمومي "سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه" را ايجاد و نمايندگان خود را انتخاب كردند.
جنبش کارگری در آمريکا
پيشگفتار به چاپ آمريکايی "وضع طبقه کارگر در انگلستان"
فریدریش انگلس
ترجمه بهمن شفیق
یادداشت مترجم:
این سومین باری است که به انتشار متن حاضر دست می زنم. بار اول ۲۰ سال قبل و در نشریه کمونیست٬ ارگان حزب کمونیست ایران و بار دوم ۱۲ سال بعد در نشریه سیاست کارگری. اکنون٬ ۹ سال پس از انتشار دوم آن٬ یک بار دیگر دست به همین اقدام میزنم. به این دلیل خیلی ساده که نوشته حاضر و بحثی که انگلس بدان می پردازد٬ هنوز٬ و اکنون به مراتب بیشتر٬ موضوعیت دارد. هنگام ترجمه و سپس انتشار این مقاله در دو نوبت قبلی٬ بحث نوشته حاضر بحثی بود کم یا بیش انتزاعی. هنوز جنبش کارگری ایران٬ علیرغم خیزشها و مبارزات بخشا قهرمانانه در آن سالها٬ به مثابه یک جنبش متمایز اجتماعی شکل نگرفته بود. زخمهای سرکوب سالهای آغازین دهه شصت هنوز التیام نیافته و جنبش دور تازه بالندگی خود را آغاز نکرده بود. بر همین اساس نیز مباحثه بر سر رابطه کمونیستها با کل جنبش کارگری مباحثه ای بود اساسا در عرصه نظری و بدون نتایج عملی بلاواسطه.
شیرینی وگل در برابر شلاق وشکنجه
حسن رحمان پناه
قبل ازظهر چهارشنبه 30 بهمن 1387 دوتن از فعالین کارگری وفعالین جنبش زنان سنندج، سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی که چند ماه پیش از سوی بیدادگاه رژیم اسلامی در سنندج به اتهام شرکت در مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر سال جاری در این شهر به شلاق و زندان تعلیقی محکوم شده بودند، درساختمان دادگستری سنندج حضور یافته و احکام شلاق در مورد آنها به حکم قاضی شرع و توسط پاسداران اسلام و حامیان سرمایه به اجرا درآمد. زن ستیزان اسلامی به تن سوسن رازانی70 ضربه و به شیوا خیرآبادی 15 ضربه شلاق زدند وحکم سه سال زندان تعلیقی نیز شمشیر داموکلس و همچنان بر سر آنان آویزان است.
ادامه تعرضات رژیم به فعالین جنبش کارگری
فرشید شکری
سی سال است رژیم قرون وسطایی و انسان ستیز ایران توسط قوۀ قهریه و ماشین عریض و طویل سرکوب خود به مقابله با جنبش های کارگری، زنان، دانشجویان و ملل تحت ستم برخاسته است. طی این سه دهه، رهبران جمهوری اسلامی در نهایت قساوت و ددمنشی توانسته اند بر جامعه حکمرانی کنند. اگر چه اعمال و کرده های وحشیانۀ آنان برهمگان آشکار است و بواقع لزومی به گفتن آنچه تا به حال انجام داده اند و یا در آینده خواهند داد نیست ؛ با همۀ این حرفها تداوم هجوم های برنامه ریزی شدۀ رژیم به رهبران و فعالین کارگری بهانه ای شد تا بار دیگر به تدقیق رویدادها و مسائل جاری مبادرت کنیم.
به جای خودکشی سرمایه را بکشیم !
آنچه رخ داده بسی هولناک تر از آن است که به بیان درآید. ماجرا به زندگی فاجعه بار کارگران صنایع مخابراتی راه دور مربوط می شود که به نوبه خود نمونه گویایی از وضعیت بسیار رقت بار همه توده های طبقه کارگر ایران است. «علی کیامرثی» کارگری که 5 ماه تمام هیچ دستمزدی دریافت نکرده است زیر فشار فقر و بدهکاری و گرسنگی زن و و فرزند و در شرایطی که همه درهای امید به زندگی را بر روی خود بسته می دید دست به خودکشی زد. او هنگام کار، به دور از چشم همزنجیران خویش، به سرعت از پلکان منبع آب کارخانه بالا رفت و از بالاترین نقطه آن خود را حلق آویز کرد.
تمام 1200 کارگر کارخانه صنایع مخابراتی راه دور در استان فارس وضعیت وخیم و دردناک علی کیامرثی را دارند. همه آنان حدود نیم سال است که مرتب برای سرمایه دار صاحب کارخانه کار کرده و به وحشیانه ترین شکل استثمار شده اند، اما در قبال این کار هیچ مزدی نگرفته اند. این وضع اصلا خاص کارگران این کارخانه هم نیست. صدها هزار و شاید میلیون ها کارگر در جامعه ما با این معضل دست به گریبان هستند. کیامرثی و کیامرثی ها ده ها سال برای سرمایه کار کرده اند و توسط سرمایه استثمار شده اند. آنچه امروز نظام سرمایه داری بر اینان و افراد خانواده های آنان تحمیل کرده بدون شک از نوع فجیع ترین جنایاتی است که جامعه طبقاتی در طول تاریخ بر بشریت اعمال کرده است.
سئوال اساسی این است که در برابر این جنایت چه باید کرد؟ حجم سرمایه ای که طبقه سرمایه دار ایران و عمال دولتی و عمله و اکره نظام سرمایه داری از طریق استثمار مرگبار ما کارگران، به یمن نیروی کار شبه رایگان ما، با ماه ها کار بدون دستمزد ما، بر روی هم انباشته اند سر به فلک می زند. کل این سرمایه ها را کیامرثی ها و همزنجیران و همسرنوشتان ما تولید کرده اند. علاوه بر سرمایه ها، همه برج و باروها، ویلاها، آسمانخراش ها و کهکشان عظیم امکانات رفاهی که در اختیار سرمایه داران است همه حاصل کار ما کارگران است. این همان داستانی است که کارگران خود به زبان عامیانه آن را این گونه بیان می کنند : کارکردن خر، خوردن یابو ! این وضع تا کی قرار است ادامه پیدا کند؟ تا کی باید توده های طبقه ما جهان سرمایه ها را خلق کنند و خود 5 ماه 5 ماه یک ریال هم بابت بهای نیروی کارشان دریافت نکنند؟ تا کی باید کوهساران عظیم سرمایه ها را ما تولید کنیم و خود زیر فشار گرسنگی و برهنگی و آوارگی فرزندانمان دست به خودکشی بزنیم؟ بسیاری از ما در هر کجا که هستیم اعتراض و مبارزه می کنیم. بسیاری از ما بارها اعتصاب کرده و چرخ کار و تولید را متوقف ساخته ایم. همزنجیران ما در نیشکرهفت تپه روزهای پی درپی به راهبندان جاده های مهم تجاری و حمل و نقل روی آوردند. همسرنوشتان ما در لاستیک البرز بارها همین کار را کردند. بخش های زیادی از توده های طبقه ما با تحمل دنیایی گرفتاری از شهرهای دور راهی تهران می شوند تا خشم و قهر و اعتراض خود را در مقابل نهادهای دولتی سرمایه به نمایش بگذارند. ما همه این کارها را انجام داده ایم. اما به طورواقعی هیچ نتیجه ای نگرفته ایم. وضع ما هر روز از روز پیش بدتر شده است. شمار بیکاران طبقه ما با سرعتی هولناک در حال افزایش است. کارخانه ها پشت سرهم تعطیل می شوند و ما را فوج فوج به کویر خشک بیکاری و گرسنگی و فقروفلاکت پرتاب می کنند. همزمان، درمقابل این دنیای فقر وبندگی دنیای ثروت آفریده شده توسط خود مان را می بینیم که روز به روز و حتی لحظه به لحظه عظیم تروعظیم تر می شود. آیا به راستی وقت آن نرسیده که همه ما در باره این وضعیت و سرانجام آن و این که چه کنیم و چگونه می خواهیم زنده بمانیم و برای زنده ماندن چه راهی را باید انتخاب کنیم به صورت جدی فکر کنیم ؟ به نظر ما برای این کار دیرهم شده است و باید با شتاب هر چه بیشتر دست به کار شویم. به نظر می رسد که بسیاری از ما پی برده یا دست کم حس کرده ایم که شکل تا کنونی اعتراضات و مبارزاتمان چاره ساز نبوده است. جدا جدا و صدتا صدتا یا حتی هزارتا هزارتا در این کارخانه و آن کارخانه هر چه هم که فریاد سر دهیم، هر چه اعتصاب کنیم و هر چه راه این و آن نهاد دولتی را پیش گیریم کاری از پیش نمی بریم. اکنون دیگر در بسیاری موارد اعتصاب صرف هیچ گرهی از معضل ما را باز نمی کند. اگر قرار است از این وضعیت خارج شویم، اگر قرار است زنده بمانیم و زندگی کنیم، اگر قرار است کودکانمان زیر فشار گرسنگی در برابر دیدگانمان تسلیم مرگ نشوند، اگر بناست زنان طبقه مان برای نان خالی فرزندانشان مجبور به تن فروشی نشوند، اگر بناست هر روز چندین کیامرثی دیگر دست به خودکشی نزنند، باید راه های جدیدی برای مبارزه خویش انتخاب کنیم. ما بارها نظر خود را درباره این راه های جدید اعلام کرده ایم و در اینجا نیز رئوس کلی آن را یک بار دیگر بیان می کنیم :
1. به صورت شورایی و سراسری متشکل شویم. قدرت پیکار خود را که در حال حاضر متفرق و پراکنده است در یک سازمان سراسری ضد سرمایه داری متحد و متمرکز سازیم.
2. "منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران" را نقطه عزیمت تلاش برای سازمانیابی و اتحاد سراسری شورای خود سازیم. تحمیل همه بندهای این منشور بر طبقه سرمایه دار و دولت سرمایه داری را دستور کار مبارزه متحد و سازمانیافته طبقاتی خود قرار دهیم.
3. از صرف اعتصاب و تجمع واعتراض درمقابل نهادهای دولتی فراتر برویم. کارخانه های درمعرض تعطیل را تصرف کنیم. جنبش سراسری تصرف کارخانه ها را سازمان دهیم. ما تنها در صورتی می توانیم خواسته های خود را بر نظام سرمایه داری تحمیل کنیم که قادر به اعمال قدرت تعیین کننده و سرنوشت ساز باشیم. اعتصاب در کارخانه های درحال تعطیل راهکار مناسب اعمال قدرت ما نیست. باید به طور سراسری کارخانه ها را به تصرف خود در آوریم و برنامه ریزی کار و تولید را توسط شوراهای خود به دست گیریم.
4. اگر چنین کنیم، اگر همه ما کارگران در مراکز مختلف کار و تولید، از آب و برق و نفت و گاز و حمل و نقل گرفته تا مدارس و بیمارستان ها وخودروسازی ها و انبوه کارخانه های درحال تعطیل دست به دست هم دهیم، اگر شورایی و ضد سرمایه داری متشکل شویم، یقین داشته باشید که کوه قدرت سرمایه را از جای خواهیم کند. ما همه مشکلات سر راه اداره کارخانه ها را از پیش پای خود بر خواهیم داشت و به سوی پیروزی پیش خواهیم رفت.
5. اگر سراسری و شورایی و ضد سرمایه داری سازمان یابیم، اگر تصرف کارخانه ها را دستور کار جنبش خود سازیم، راه واقعی مبارزه طبقاتی را پیدا کرده ایم. در آن صورت، آگاهانه تر، متحدتر، متشکل تر و با افق تر علیه سرمایه خواهیم جنگید و در ادامه این جنگ بنیاد بردگی مزدی را درهم خواهیم کوبید. ریشه استثمار و فقر و بی حقوقی و ستم و همه سیه روزی ها را خواهیم کند و جامعه ای سرشار از رفاه و برابری و آزادی بر پا خواهیم داشت.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
23مرداد 87
خصوصی سازی فولاد خوزستان و عواقب پیرامون آن

در جریان بزرگترین قرارداد تاریخ بورس ایران بیش از 30 درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان به بخش خصوصی واگذار شد. به گزارش خبرگزاریها بلوک 30.5 درصدی شرکت فولاد خوزستان به بهای بیشتر از 1360 میلیارد تومان معادل (یک میلیارد و 478 میلیون دلار) به فروش رسید. این مقدار سهام شرکت فولاد خوزستان به مدت نه روز در بازار بورس عرضه شده بود و سرانجام از میان پنج رقابت کننده یکی بیشترین رقم پیشنهادی را ارائه داد. به گزارش خبرگزاری فارس فردی به نام «جابریان» این مقدار پول را برای خرید بیش از 30 درصد سهام فولاد خوزستان پرداخته کرده است. شرکت فولاد خوزستان متعلق به سازمان توسعه و نوسازی صنایع و معادن کشور(امیدرو) است. با توجه به آنکه پس از صنعت نفت، صنایع معدنی نظیر کارخانههای تولید فولاد از مهمترین صنایع مادر محسوب میشوند،" امیدرو" یکی از مهمترین زیرمجموعههای وزارت صنایع بحساب میآید. از زمان تصویب سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی رژیم در مجمع تشخیص مصلحت، بسیاری از سرمایهگذاران بزرگ خارجی به خرید صنایع معدنی ایران ابراز تمایل کرده بودند.
کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه اعضاي هيات بازگشایی اولين سنديکاي کارگري خود را تاييد کردند
درحالي که42 روز از اين دور اعتصابات کارگري در هفت تپه مي گذرد و در شرايطي که کارگران بارها براي تشکيل سنديکا کارگري به مراجع دولتي مراجعه ، رايزني وتلاش کردند ولي از سوي مديران براي برگزاي کنگره جهت مشخص شدن اعضاي هيات مديره همواره با پاسخ هاي منفي روبرو مي شدند و در اين ميان کارگران نيز هميشه در تجمعات دوسال اخير خود يکي از خواسته هاي اصلي اعتصابات کارگري هفت تپه را تشکيل سنديکا بيان کرده که بارها از سوي نهادهاي امنيتي به جهت عنوان اين خواسته احضار ويا تهديد شدند ودر آخرين مراجعه نمايندگان کارگري به اداره کل کار استان خوزستان مسئولين به آنها ياد آور شدند(( تاسيس سنديکاي هفت تپه يک خواسته قانوني است ولي چون اين موضوع در جلسات شوراي تامين شوش مطرح شد هم اکنون يک مبحث امنيتي محسوب مي گردد و اداره کار نمي تواند اعمال نظر کند))، صبح امروزکارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه اعضاي هيات موسس اولين سنديکاي کارگري خود را تاييد کردند . کارگران در برگه هايي ضمن معرفي اعضاي هيات بازگشایی با امضا و اثر انگشت خود شايستگي آنان را تاييدکردند.آقايان فريدون نيکوفرد، جليل احمدي ، علي نجاتي ، رحيم بسحاق،محمد حيدري مهر ، قربان(رمضان) عليپور ،نجات دهلي و علي شريفي افرادي هستند که از سوي کارگران اين شرکت به عنوان هيات موسس سنديکا ي کارگري بار ديگر معرفي شدند.امروز همچنين بيش از 1500 کارگر به همراه خانواده هايشان ساعت 9 صبح از درب ورودي شرکت به سمت خيابانها و بازارچه هفت تپه شروع به راهپيماي کردند .اين راهپيمايي ساعت 10.30 دقيقه با رسيدن کارگران و خانواده ها به روبروي پاسگاه انتظامي هفت تپه به پايان رسيد.آنان با توقف و تجمع چند دقيقه اي در آنجا شعارهايي چون ((برادر نظامي حمايت حمايت ))،((کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه))،((اين بچه گرسنه وعده سرش نمي شه ))،((معيشت زندگي حق مسلم ماست)) سر مي دادندشايان ذکر است آبان ماه سال 86 نيز کارگران نامه اي به مدير کل کارخوزستان نوشته و خواستار تشکيل اين سنديکا شدندو سپس بيش از 2500 کارگر نامه درخواست اعضاي هيات موسس را امضا کردند ولي بلافاصله چند روز پس از اين درخواست افرادي که نامشان در درخواست به اداره کار به عنوان هيات بازگشایی ذکر شده بود به همراه ابوالفضل عابديني نصر (خبرنگار ) توسط وزارت اطلاعت بازداشت شدند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 13:31 توسط اعضا
درسهاي يك تجربه تلخ
در جريان ضربه آذر ماه 86 به جنبش دانشجويي نكات قابل تعمق بسياري وجود دارد كه نمي توان ونبايد به سادگي و سطحي از آن عبور نماييم. هر چند در جريان مبارزات سياسي در ايران و حتي بسياري از مبارزات اجتماعي كه رنگ و بوي سياسي كمتري داشته باشند ، سركوب در جامعه ما به امري عادي تبديل شده و بر اين مبنا ممكن است سركوب جنبش دانشجويي نيز روال معمول و جاري جامعه ما تلقي گردد، اما در كنه جريان مراسم آذر ماه، سركوبها و جريانات درون زندان و پس از ان نكات بسياري وجود دارد كه ضروري است آنها را كندو كاو نموده و درسهاي لازم از اين تجربه تلخ را چه براي جنبش بطور كلي و چه براي جنبش دانشجويي بطور اخص بگيريم. عده اي بر اين باورند كه "دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران"، بدليل سهل انگاري در رعايت نكات امنيتي و مخفي ضربه خورده و اين نكته را بعنوان علت اصلي در صدر بحثشان قرار مي دهند. اينكه جنبش دانشجويي و دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تهران به تلفيق كار مخفي و علني نگاه واقعي نداشته اند مسئله با اهمتي است اما بهيچ وجه اين نكته تعيين كننده نبوده چرا كه مسئله كار مخفي و علني و اتخاذ هر تاكتيكي بطور كلي ناشي از تبيين هر گرايشي از اوضاع و احوال جامعه ، سطح مبارزه طبقاتي و به تحليلشان از توازن قوا بر مي گردد. در واقع دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب، جنبش و سطح مبارزه در دانشگاه را در چنان مدارجي مي ديدند كه در مقابل ان رژيم مستاصل و قادر به هيچ تحرك قابل توجهي نمي باشد. فعاليت علني به درجاتي نه تنها در جنبش دانشجويي بلكه در روند مبارزه طبقاتي جامعه ما و جنبش كارگري به يكي از ضروريات پيشرفت مبارزه طبقاتي امروز تبديل شده، اما حد و حدود و نوع نگاه به ان بر مبناي واقعيات موجود نكته اي تعيين كننده و بسيار با اهميت است.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در محکومیت
حمله به صف کارگران نیشکر هفت تپه
صبح روز پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در شهرستان شوش مورد یورش نیروهای رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت. حمله به صف کارگران معترض از چند روز پیش تدارک دیده شده بود و به همین منظور نیروهای گارد ویژه سرکوب از شهرهای دیگر استان خوزستان به شهر شوش اعزام شده بودند.
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به روند تعطیل شدن این واحد تولیدی و بیکار سازی دسته جمعی کارگران آن و نیز عدم پرداخت سه ماه حقوق معوقه از 16 اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شد. مدیران این واحد با پرداخت نکردن حقوق معوقه کارگران و قطع آب مزارع نیشکر کارگران را تحت فشار قرار دادند تا بدین وسیله خشک شدن مزارع و توقف تولید در شرکت را به گردن کارگران بیاندازند. در حالی که سرمایه داران و دولت به سادگی سرمایه خود را از بخشی به بخش سود آورتری دیگر منتقل می کننند و جریان انباشت سرمایه خود را ادامه می دهند، با این گونه بیکار سازیهای گسترده سرنوشت معیشت هزاران خانواده کارگری با آینده نامعلوم روبرو می سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه شش روز متوالی در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. حمله نیروهای مسلح رژیم به صف کارگران هنگامی آغاز شد که این کارگران قصد داشتند از محل فرمانداری به سمت بازار شهر به شیوه ای آرام راهپیمایی کنند و صدای اعتراض خود را به گوش همه مردم شهر برسانند. اما ماموران انتظامی و گارد ویژه به صفوف آنها یورش برده و کارگران و خانواده هایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کار را به جایی رساندند که با خودروهای خود به صفوف کارگرانی که جز مشت هایی گره کرده و گلوی پر از فریاد چیزی دیگری نداشتند، حمله ور شدند. خبرها حاکیست که در این جریان شماری از کارگران زخمی شده اند.
حزب کمونیست ایران بار دیگر پشتیبانی خود را از مبارزات حق طلبانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اعلام می کند و حمله نیروهای سرکوبگر را به صف کارگران معترض به شدت محکوم می نماید.
مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه سنگری از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت و حقوق ابتدایی خود دست به مقاومت زده اند. حمله به صف کارگران معترض در شرایطی آغاز شد که رژیم بیم آن داشت پشتیبانی از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه به بخشهای دیگر طبقه کارگر در خوزستان و بقیه نقاط ایران گسترش یابد. همین واقعیت نشان می دهد که نقطه ضعف رژیم در کجاست و یگانه راه وادار کردن سرمایه داران و رژیم حامی آنها به عقب نشینی در مقابل خواستهای طبقه کارگر سراسری شدن این همبستگی طبقاتی است.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
26 اردیبهشت ماه 1387
محمد حسین، نشریه جنبش كارگري
موقعیت کنونی جنبش کارگری
برای بررسی افق جنبش کارگری در سال 87 ضروری است ابتدا نگاهی به روند مبارزه طبقاتی در چند ساله اخیر داشته باشیم. بدون نگاه واقعی به موقعیت جنبش کارگری،قادر نخواهیم بود افق واقعی آنرا ببینیم و در نتیجه تبیین ما از افق جنبش کارگری در آینده و سال 87 به دور از واقعیت خواهد بود. پس از دو دهه رکود وخفقان شدید از سال 60 تا 87 ، جنبش کارگری بار دیگر به حرکت درآمد و به صحنه آمد. طی این چند سال شاهد دهها اعتصاب و اعتراض کارگری بوده ایم. در نتیجه این اعتراضات و اعتصابات زمین زیر پای سرمایه داران لرزید و از هر امکانی استفاده نمودند تا بار دیگر این جنبش را به عقب برانند. اما دیگر دوران سرکوبهای سیاه دهه 60 سپری شده و نمی توانند روزانه دهها نفر را قتل عام کنند. مبارزه طبقاتی به پیش رفته و دست آوردهایی داشته است. پس از مراسم سال83 در سقز و تهاجم به آن دور جدیدی از مبارزه برای ایجاد تشکلهای طبقاتی آغاز شد و در جریان این کشاکش طبقاتی چندین کمیته کارگری ایجاد شد و فعالین جنبش کارگری بیشتری به صحنه آمدند. کمیته پیگیری ... و کمیته هماهنگی ... اتحاد کمیته های کارگری، شکل گرفتند و سندیکای شرکت واحد بدون مجوز موجودیت خود را اعلام نمود و اعتصاب بزرگی را در تهران انجام داد. تعدادی چهره های علنی و نیمه علنی فعالین کارگری به صحنه آمدند و مراسم روز جهانی کارگر از خانه ها بیرون آمد و در خیابانها برگزار گردید. شکل گیری شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری یکی دیگر از دست آوردهای جنبش کارگری در این دوران بود. تعداد اعتصابات کارگری و اعتراضات خیابانی آنها در این چند سال رشد قابل توجهی داشته و چند گام حکومت سرمایه داران را به عقب راند. کارگران نیشکر هفت تپه پس از اعتصاب بزرگشان تلاش نمودند تا سندیکای خود را ایجاد نمایند،که با بازداشت نمایندگانشان روبرو شدند. همه اینها بیانگر رشد تضادهای طبقاتی است،اما ضروری است ببینیم پیشروی جنبش کارگری به چه مدارجی رسیده و در چه موقعیتی قرار داریم. آیا در دوران اعتلای انقلابی هستیم؟آیا توازن قوا به ما اجازه می دهد تا تاکتیکهای تعرضی را در دستور کار قرار دهیم؟آیا سطح مبارزه کارگران از مدار سرمایه داری فراتر رفته؟چه درصدی از کارگران وارد مبارزه عملی وسیعی شده اند؟و بالاخره آیا طبقه کارگر در تمام جبهه ها وارد نبرد با سرمایه داری شده است؟
برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در مقر مرکزی کومه له در کردستان عراق
عصر روز جمعه 13 اردیبهشت ماه با حضور بیش از یک هزار نفر از مردم و کارگران شهر سلیمانیه و شهر و روستاهای اطراف، هوادران و پیشمرگان کومه له مراسم گرامی داشت اول ماه مه روز جهانی کارگر در مقر مرکزی کومه له در "زرگویز" در کردستان عراق برگزار شد.
مراسم با خواندن مطلب کوتاهی در مورد تاریخچه روز جهانی کارگر و اعلام برنامه ها از سوی مجری آغاز شد. سرود انترناسیونال سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر و یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و برابری ادامه دهنده برنامه بود.
سپس رفیق "حسن شمسی" عضو کمیته مرکزی کومه له و کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران، طی سخنانی پیام کمیته مرکزی کومه له به مناسبت اول ماه مه را تقدیم نمود.
در ادامه برنامه یک سرود به زبان فارسی خوانده شد و هنرمندان "نجم محمد"، "دیاری قرداغی" و "طاهر خلیلی" با صدای گرمشان مراسم را هر چه بیشتر مزین کردند.
مراسم گرامیداشت اول ماه مه روز جهانی کارگر با پذیرایی از مهمانان و در میان رقص و شادی شرکت کنندگان پایان یافت.

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

(2008)
حزب کمونیست ایران، اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه زنان و مردان کارگر و انسانهای آزاده تبریک می گوید.
طبقه کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال روز اول ماه مه این نماد همبستگی طبقاتی کارگران جهان می رود، که طبقه سرمایه دار ایران به یاری و حمایت بی دریغ رژیم جمهوری اسلامی یکی از سیاه ترین دوره های فلاکت اقتصادی را به کارگران ایران تحمیل کرده است. آنچه را که سران رژیم از آن بعنوان غول تورم نام می برند و نرخ واقعی آن سر به 30% می زند، تأمین نیازهای ابتدایی و روزمره زندگی را برای اکثریتی عظیم از خانواده های کارگری به امری شاق تبدیل کرده است.
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند، در صورتیکه بنا به گزارش موسسات پژوهشی مستقل میزان خط فقر در شهرستانها بالای 600 هزار تومان و در تهران بالای 800 هزار تومان تخمین زده شد. به این حساب بخش های وسیعی از طبقه کارگر ایران به زندگی در پایین تر از خط فقر رانده شده اند. تازه اینها در شرایطی است که بخش گسترده ای از کارگران از شمول قانون کار خارج هستند و افزایش 20% دستمزدها را شامل نمی شوند. کارگران می گویند تحت این شرایط ما دیگر قادر به تامین یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده هایمان نیستیم و نمیتوانیم با دستمزدهای فعلی حتی اجاره بهای منازل مسکونی خود را نیز تامین کنیم.
رژیم جمهوری اسلامی این اوضاع فلاکتبار اقتصادی را با سرکوب جنبش های اجتماعی و تلاش برای تشدید اختناق سیاسی توام ساخته است. این رژیم سرکوبگر سال گذشته محمود صالحی از رهبران جنبش کارگری ایران را در آستانه اول ماه مه روانه زندان کرد تا با زهر چشم گرفتن از فعالین کارگری مانع برگزاری مراسم و آکسیونهای اول ماه مه شود. با صدور حکم شلاق و زندان برای فعالین و برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نشان داد که برای سرکوب و خفت دادن کارگران از بکار گرفتن شیوه های ددمنشانه قرون وسطائی نیز ابائی ندارد. اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد را همچنان در زندان نگاه داشته است. فعالین و پیشروان اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه را مورد تعقیب، بازداشت و آزار قرار داد. در همین هفته های اخیر نیروهای گارد ضد شورش رژیم به هجوم و اشغال کارخانه کیان تایر صدها تن از کارگران این واحد تولیدی را بازداشت کردند. این وحشیگری های رژیم که بیانگر هراس و وحشت رژیم از رشد و پیشروی جنبش کارگری است، به بهترین نحو عظمت و شکوه جنبش کارگری را بنمایش گذاشته است.
جنبش کارگری ایران در مقابل این عطش سود پرستی طبقه سرمایه دار ایران و یورش سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از پا ننشسته است. در سالی که گذشت ما شاهد صدها اعتراض و اعتصاب پر شور کارگری در رشته های مختلف تولیدی و خدماتی بوده ایم که اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت تپه نمونه بارز آن بوده است، طی این مبارزات کارگران به مقابله با یورش وحشیانه سرمایه داران و دولت حامی آنها به حقوق و مزایای خود بر خاسته اند.
اگر چه مضمون اصلی مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی همچنان تدافعی باقی مانده است، اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند، دیوار اختناق جمهوری اسلامی را سست کرده و نه تنها امکان تداوم فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است، بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه در جامعه تحرک تازه ای بخشیده است. روند رشد جریان سوسیالیستی در جنبش دانشجویی با استراتژی اتحاد با جنبش کارگری، و تقویت حرکت سوسیالیستی در جنبش زنان محصول تحرکات جنبش کارگری و حضور آن در صحنه مبارزه بوده است.
اکنون در شرایطی که طبقه سرمایه دار ایران و رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بعنوان عامل و مسبب فلاکت اقتصادی و سوق دادن بیش از نیمی از جامعه به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر، عامل سرکوب و اختناق سیاسی، نماد آپارتاید جنسی و بعنوان مظهر ستمگری، جنایت و رسوائی انگشت نمای همگان شده است، این طبقه کارگر است که می رود تا شور و شوق مبارزه توده ای علیه این اوضاع را برانگیزد و بیرق رهائی همگانی از چنگال سیاه نظام سرمایه داری را بر دوش کشد.
اما طبقه کارگر تنها با اتکا به حقانیت تاریخی، انرژی نهفته انقلابی و اعتماد به نفس ذهنی نمی تواند این نقش تاریخ ساز خود را بجای آورد. طبقه کارگر برای ایفای این نقش باید به تفرقه و پراکندگی در صفوف خود پایان دهد، باید در اولین قدم تشکل های طبقاتی و توده ای خود را برپا دارد. طبقه کارگر ایران نه تنها برای ایفای نقش تاریخی خود، بکله برای آنکه بتواند زیر فشار کمرشکن فلاکت اقتصادی قد راست کند، از حیثیت انسانی و اعتبار تاریخی خود دفاع کند و بار دیگر کمرش زیر تازیانه شلاق نرود به این تشکل ها نیاز دارد. این واقعیات مبارزه طبقاتی است که تلاش برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری را همچنان در اولویت کار فعالین و پیشروان کارگری قرار داده است.
طبقه کارگر ایران در سالهای اخیر با جانفشانی پیشروان خود حق اعتصاب و برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه را علیرغم ممنوعیت آن به بخشی از واقعیت مبارزه طبقه کارگر علیه صاحبان سرمایه و رژیم شان تبدیل کرده است. اکنون تداوم اعتصابات و مبارزات کارگران برای رسیدن به مطالباتشان و پا به میدان گذاشتن نسلی از فعالین و پیشروان کارگری که در تشکل های مختلف گرد آمده اند و کمک به امر سازمانیابی کارگران را در دستور کار خود قرار داده اند، برپائی تشکل های کارگری را در دل این فلاکت اقتصادی و اختناق سیاسی به امری ممکن تبدیل کرده است.
فعالین و پیشروان کارگری می توانند با اتکا به تجارب تاکنونی، با بکار بستن تجارب کارگران شرکت واحد در ایجاد سندیکا، با کار نقشه مند و تمرکز نیرو در مراکز تولیدی و خدماتی بزرگ و کلیدی، در جهت ایجاد این تشکل ها ی طبقاتی کارگران گام بردارند. با برداشتن گام های عملی در راه ایجاد تشکل های کارگری در محیط های کار و تولید است که امر طبیعی مبارزه گرایشات مختلف دورن جنبش کارگری جایگاه واقعی خود را پیدا می کند و این سوخت و ساز طبیعی به فرسایش و هرز رفتن نیرو در میدان مقابله با دشمن طبقاتی منجر نمی شود.
اکنون در آستانه اول ماه مه و در حالی که فعالین و پیشروان کارگری برای هر چه سازمانیافته تر و باشکوه تر برگزار کردن مراسم این روز برنامه ریزی می کنند، جا دارد که ضمن تاکید مجدد بر خواستهای محوری طبقه کارگر ایران که می تواند مبنای یک قانون کار دمکراتیک و انقلابی باشد، و تاکید بر آزادی منصور اسانلو و دیگر کارگران در بند، توجه توده هر چه بیشتری از کارگران را به اهمیت و ضرورت تمرکز نیرو و مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران معطوف کنیم. با پیروزی در جبهه مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری، پیشروی در تمام جبهه های دیگر مبارزه تضمین می شود.
طبقه کارگر متشکل می تواند حکم جهانی طبقه کارگر مبنی بر برسمیت شناختن اول ماه مه بعنوان روز جهانی کارگر، تعطیلی رسمی این روز، و آزادی کامل کارگران در چگونگی برگزاری مراسم روز کارگر را عملی کند و به اجرا در آورد.
زنده باد اول ماه مه
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
اردیبهشت 1387
آوریل 2008
ایدهی روز مه در حال رژه(1)

روزا لوکزامبورک
تعطیلی جهانی پرولتاریا در دل وحشیانهترین بی بند و باریهای امپریالیسم خود را برای 24 مین بار(2) تکرار میکند. از ربع قرن گذشته که تصمیم تاریخساز بزرگداشت اول مه گرفته شد حوادثی رویداده که بخشی عظیم از یک دورهی تاریخی است. وقتی تظاهرات ماه مه پا به عرصه گذاشت پیشاهنگ انترناسیونال International، یعنی طبقهی کارگر آلمان، در حال بریدن رنجیرهای قانون شرم آور "واخواست" و قدم گذاشتن در مسیر یک تحول آزاد و قانونی بود. رکود بازار جهانی که ناشی از سقوط شدید اقتصاد در دههی 1870 بود التیام یافته و اقتصاد کاپیتالیستی مرحلهی یک رشد شکوهمند را آغاز کرده بود که تقریبا یک دهه دوام آورد. در همانحال 20 سال تداوم صلح سبب شد تا دنیا نفس راحتی بکشد، دنیائی که دوران جنگ را بیاد داشت، دنیائی که سیستم دولتی مدرن اروپائی غسل تعمید خونین خود را در آن دیده بود. گذرگاه برای یک تحول فرهنگی مسالمت آمیز باز به نظر رسید. تصورات، امیدها به داشتن یک بحث و تبادل نظر منطقی و مسالمت آمیز بین کار و سرمایه همچون گندم سبز در صفوف سوسیالیسم وسیعا رشد کرد. آغاز دههی نود قرن گذشته با چنین پیشنهاداتی رقم خورد : "دستانت را به سوی یک ارادهی خیر دراز کن" و پایان آن با اینگونه تعهدات بارز گردید: "حرکت نا محسوس و تدریجی به سوی سوسیالیسم". این تصور بدست داده شد که بحرانها، جنگها و انقلاب، که سنگ بنای جامعهی مدرنند اموریند مربوط به گذشته. گفتند که پارلمانتاریسم، اتحادیهها، دموکراسی در دولت و دموکراسی در کارخانه درها را به سوی یک دنیای تازه و بهتر باز خواهند کرد.