تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید! -

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

سقوط قیمت نفت به پایین تر از بشکه ای 40 دلار  در بازارهای جهانی در اثر بحران همه جانبه سرمایه داری و کاهش آهنگ رشد اقتصادی در کشورهای غربی که هنوز هم نفت نقش مهمی در تامین انرژی آنها دارد، بحران اقتصادی ایران را تشدید کرده است. رژیم جمهوری اسلامی به دلیل تداوم و تشدید تحریمهای اقتصادی و ضعف و بی بنیه بودن زیر ساخت های اقتصاد ایران توان مقابله با عوارض ناشی از سقوط بهای نفت را ندارد. بنا به گفته کارشناسان امور اقتصادی وا بسته به خود رژیم در یک سال اخیر تحت تاثیر این تحریمها، کالاهای وارداتی مورد نیاز بیش از 40 درصد گرانتر خریداری شده اند. رژیم در یک سال اخیر برای جلوگیری از عواقب اجتماعی تحریمها، با وارد کردن انبوه کالاها با قیمت گرانتر از طریق واسطه ها سعی کرده که این تحریمها را دور بزند. برای نمونه آلمان که یکی مهمترین شرکای تجاری ایران در اروپا بود تا همین اواخر کالاهای خود را از طریق بنگاههای واسطه در دوبی با قیمت بسیار گرانتر به ایران می رساند. جمهوری اسلامی تنها با اتکا به افزایش نجومی قیمت نفت و دلارهای نفتی امکان انجام این مانور و دور زدن تحریمها را پیدا کرده بود. دولت احمدی نژاد در مدت سه سال و نیم حاکمیت خود حدود 260 میلیارد دلار یعنی بیش از تمام دوره 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی درآمد نفتی داشته است. با سقوط  بهای نفت امکان انجام این مانورها از رژیم سلب می شود و ما از هم اکنون با موج تازه ای از افزایش نرخ تورم، گرانی و بالا رفتن قیمیت کالاها و مواد پایه ای مورد نیاز مردم، گرانی برخی خدمات اساسی، کمبود کالا و احتکار آن در بازار سیاه روبرو  هستیم.

یعنی اگر در یک دوره در اثر افزایش قیمت نفت، افزایش نقدینگی و  پایین آمدن ارزش ریال نرخ تورم به بالاتر از 30 در صد رسید، اینبار کاهش قیمت نفت عواقب و تاثیراتی بمراتب ویرانگر تر بر زندگی و معیشت مردم برجای خواهد گذاشت.

اضافه بر عوارض تحریمهای اقتصادی، رژیم جمهوری اسلامی به دلیل زیر ساخت های صعیف اقتصادی هم توان مقابله با تشدید بحران ناشی از سقوط قیمت نفت را ندارد. ایران با این همه منابع نفت و گازی که دارد، رژیم حاکم نمی تواند ، نفت و گاز و بنزین و ... با با قیمت ارزان و بطور منظم  در دسترس مصرف کنندگان قرار دهد. اختلال در شبکه گاز رسانی در زمستان گذشته صدها تن قربانی از مردم گرفت. حداقل 30 در صد مردم ایران به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. رژیم هر روزه طرح ها  و پروژه های تازه ای برای افزایش قیمت انرژی مصرفی توده های مردم تدارک می بیند. برای مثال دولت بر اساس طرح تحول اقتصادی در نظر دارد هزینه تولید و همچنین میزان مصرف برق را پایین بیاورد و در همین رابطه جهت برنامه های دولت این است که به طرف نرخ های بین المللی انرژی حرکت کند، این یعنی اگر اکنون هر کیلووات برق با قیمت 16 ریال در اختیار کشاورزان و با قیمت 10 تومان در اختیار منازل قرار می گیرد، با اجرای این طرح قیمت گاز و برق 7 تا 9 برابر افزایش می یابد، قیمت بنزین افزایش می یابد. به گفته دبیر انجمن سازندگان تجهیزات صنعتی در حال حاضر بطور میانگین 8 تا 10 در صد قیمت تمام شده تولیدات صنعتی را قیمت انرژی تشکیل می دهد که در صورت هر گونه افزایش در نرخ آن، به همان نسبت نیز قیمت تمام شده و فروش فراورده های صنعتی افزایش می یابد، فقط برای مثال بطور میانگین 6 درصد به قیمت تمام شده صنایع و مواد معدنی و حداقل یک چهارم قیمت های فعلی به قیمت تمام شده سیمان افزوده می شود.  اینها همه در شرایطی است که بر اساس طرح تحول اقتصادی، دولت در نظر دارد تعیین حداقل دستمزدها که در همین قانون کار ارتجاعی و ضد کارگری رژیم آمده را نیز حذف کند.

از طرف دیگر به دلیل بحران سرمایه داری در سطح جهان، تداوم تحریمهای اقتصادی ایران و موقعیت ویران زیرساخت های اقتصادی در این کشور، سرمایه های خارجی در اولویت بندی های خود برای سرمایه گذاری حاضر به قبول ریسک سرمایه گذاری در ایران نیستند و این واقعیت هم سرمایه داری ایران را با مشکلات بیشتری روبرو می کند.

 نگاهی به این ارقام و جهت گیری های دولت نشان می دهد که رژیم جمهوری اسلامی در شرایط محاصره اقتصادی، و ضعف زیر ساختهای اقتصادی برای مقابله با تشدید بحران ناشی از سقوط بهای نفت چه تهاجم گسترده ای را به سطح زندگی و معیشت مردم ایران و در درجه اول طبقه کارگر و اقشار تهیدست جامعه تدارک دیده است. یعنی در دوره احمدی نژاد نه تنها پول نفت به سر سفره مردم نرفت بلکه  سقوط قیمت آن عملا به وسیله ای برای تعرض به سطح زندگی و معیشت مردم  و ربودن هر آنچه در سفره بی رونق آنها باقی مانده تبدیل شده است.

با این توضیحات امیدوارم پاسخ سئوال شما را داده باشم.

جهان امروز:این سیاستهایی که رژیم در پیش گرفته یا به قول شما این تهاجم وسیعی که به سطح زندگی و معیشت مردم در دستور کار دولت جمهوری اسلامی قرار گرفته چه عوارض اجتماعی بدنبال خواهد داشت؟

صلاح مازوجی:همانطور که قبلا اشاره کردم رژیم بار سنگین این بحران را بر دوش کارگران و مردم محروم جامعه انداخته است. دولت جمهوری اسلامی در حالی که این تهاجم گسترده را علیه زندگی محرومان جامعه سازمان داده است، چند ماه پیش وقتیکه می خواستند " قانون مالیات بر ارزش افزوده" را به اجرا در آورند و با اعتصاب بازاریان تهران ، تبریز و اصفهان روبرو می شوند، بلافاصله عقب نشینی می کنند. این عقب نشینی دولت قابل درک است رژیم از آنجا که بازاریان یکی از پایگاههای اجتماعی روحانیت حاکم هستند نمی خواهد پایه حکومتی خود را ضعیف کند.

در شرایط کنونی از آنجا که رژیم بنا به ماهیت طبقاتی که دارد نمی تواند هیچ تغییری در جهت بهبود وضعیت زندگی مردم ایجاد کند، زمینه های عینی گسترش اعتراضات توده ای و شورشهای مردمی در شهرهای بزرگ ایران را  بیشتر فراهم می کند.   همین روند واقعی است که سران رژیم جمهوری اسلامی که در خوف و هراسی دائم از برپا شدن شورش های مردمی بسر می برند را بر آن داشته است تا تلاشهای خود را برای مقابله با رویدادهای احتمالی آتی فشرده تر و سازمانیافته تر کنند. تلاش برای ایجاد فضای ترس و وحشت با افزایش شمار اعدام ها و امواج بدون انقطاع بگیر و ببند فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجویی، فعالین جنبش زنان  و قدرت نمایی و تدارک مقابله و رودر رویی با انجام مانور در خیابانها در محور این تلاشها قرار دارد.

انجام دو مانور بزرگ در شهر تهران طی ماههای اخیر که در آن بیش از 40 هزار نفر از نیروهای گردانهای ضد شورش بسیج، بخشی از یگانهای نیروی زمینی سپاه پاسداران و یگانهای ویژه هوابرد شرکت داشتند و همزمان با این مانورها، "نمایش اقتدار" سه هزار گردان بسیج در دیگر شهرهای ایران، ایجاد ستاد بحران، زمزمه سپردن امنیت محلات شهرها به نيروهای بسيجی  بخشی از تلاشهای رژیم برای ایجاد آمادگی جهت مقابله با رویدادهای احتمالی است.

اگر چه حربه ایجاد رعب و وحشت و به میدان آوردن نیروهای سرکوبگر  برای مقابله با رویدادهای احتمالی همواره بخشی از موجودیت رژیم بوده است، اما اینبار که سران رژیم اوجگیری نفرت و انزجار عمومی از ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی را دریافته اند، از یک طرف می خواهند به صفوف نیروهای سرکوبگر خود انسجام بخشند،  و از سوی دیگر با رودررو قرار دادن مستقیم و هر روزه آنها با مردم نفرت و انزجار عمومی از سران رژیم را چنان به نفرت از احاد نیروهای مسلح خود تسری دهند، که این نیروها هست و نیست خود را به بقای رژیم گره بزنند و برای بقای رژیم از هیچ جنایتی دریغ نورزند.

از این لحاظ میتوان گفت که چنگ و دندان نشان دادن ها و مانورهای نظامی ماههای اخیر نشانه مرحله جدیدی از رابطه رژیم و مردم ایران است که از مدتها پیش آغاز شده و اکنون بروز آشکارتری پیدا کرده است. جمهوری اسلامی اگر در یک دوره در کنار سرکوب خونین به توهم توده ها ی مردم نسبت به ماهیت رژیم نیز  متکی بود، و در دوره سر کار امدن اصلاح طلبان حکومتی روی توهم بخشی از توده های مردم به جناحی از رژیم حساب می کرد، اکنون که هیچ پایگاهی در میان مردم ندارد این رژیم برای تداوم حیات خود اساسا به نیروهای امنیتی و مسلح متکی است.

 دائمی شدن حضور نیروهای بسیج در کوچه ها و خیابانها و محلات که در واقع پوششی برای حضور دیگر ارگانهای مسلح و امنیتی رژیم هم هست، بخشی از نقشه ایست برای رودر رو ساختن روزمره مردمی که از ستم و مظالم این رژیم به جان آمده اند با نیروهای مسلحی که روزی امروزشان و امیدهای آینده شان را به بقای این رژیم گره زده اند. شواهد نشان می دهد که رژیم نتوانسته است با نشان دادن چنگ و دندان مسلح خود، مردم را مرعوب سازد. اگر در گذشته رژیم توانسته بود فضای رعب و حشت و شکنجه و اعدام  داخل زندان ها را به درون جامعه انتقال دهد و مردم را در خوف و هراس فرو ببرد، امروز این شور و شوق مبارزه ستمدیدگان جامعه است که به درون زندانها انتقال می یابد و روحیه استقامت در مقابل وحشیگری های مامورین جمهوری اسلامی را صد چندان بر می انگیزد.

در شرایط کنونی اگر جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و توده های مردم معترض در امر فراتر بردن مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی هنوز جانب احتیاط را رعایت می کنند،  این نه بمعنای مرعوب شدن در مقابل موج اقدامات سرکوبگرانه رژیم، بلکه نشانه فقدان آلترناتیو حکومتی است که توده های رنجدیده ایران پیروزی انقلاب،  سرنگونی جمهوری اسلامی و بهبود واقعی در عرصه های مختلف حیات اجتماعی خود را در گرو بقدرت رسیدن آن ببینند. این پدیده اگر چه ضعف جنبش سوسیالیستی و انقلابی ایران را می رساند، اما می تواند بمعنای پیشروی در اعماق، و نشانه بلوغ سیاسی جامعه و فعالین جنبش های اجتماعی هم باشد، که این بار نمی خواهند بدون نقشه و بدون برنامه و بدون تضمین پیروزی  وارد نبرد نهایی با دشمن شوند.

 در شرایط کنونی آنچه با مبرمیت بیشتر از هر زمان دیگری در پیشاروی جنبش کمونیستی ایران قرار گرفته است تلاش بیوقفه برای شکل دادن به آلترناتیو حکومت کارگری  است که امیدوارم در فرصت های دیگر بتوانیم بیشتر به این موضوع بپردازیم.

 جهان امروز: این اوضاع و روند رو به رشد اعتراضات توده ای چه تاثیری بر جناح بندیهای درون رژیم دارد؟ آینده جدال و کشمکش جناحهای درون رژیم را چگونه می بینید؟

صلاح مازوجی: اوضاعی که قبلا بدان اشاره کردیم و نگرانی سران جمهوری اسلامی از امکان خیزش های توده ای، نه تنها مهر خود را بر جدال و کشمکش جناح های درون حاکمیت در این دوره کوبیده است، بلکه آرایش سیاسی رژیم در دوره آتی را نیز تا حدودی تعیین می کند.

اگر سیاستهای اقتصادی و عملکرد دولت احمدی نژاد در عرصه سیاست بین المللی در سه سال و نیم گذشته به تنگ تر شدن حلقه محاصره اقتصادی منجر شده است و این موقعیت با استراتژی اقتصادی اعلام شده دولت و با منافع طبقه سرمایه دار و صاحبان صنایع در ایران که به شدت به تکنولوژی غرب، به مواد خام و سرمایه گذاری های کلان خارجی نیاز دارند در تناقض قرار دارد و همین موجبات نارضایتی بخشی از سرمایه داران و غرولند کردن اصلاح طلبان حکومتی را فراهم کرده است، اما در شرایط کنونی نگرانی جناح های مختلف رژیم از پیشروی جنبش های اجتماعی و خطر خیزش های توده ای، بر تقابل جناح ها تاثیر گذاشته و مسائل دیگر را فعلا به حاشیه رانده است.  اکنون هر کدام از جناح ها در تلاشند تا مسئولیت اوضاع نابسامان کنونی و عواقب آن را به گردن احمدی نژاد بیندازند.

این گفته که گاری وقتی به سربالایی می رسد، اسب ها همدیگر را گاز می گیرند، بیش از هر زمان دیگری در مورد گاری جمهوری اسلامی و سران آن مصداق پیدا کرده است. علیرغم پیام و تاکید مکرر خامنه ای و رئیس دولت به مجلس هشتم مبنی بر وحدت کلمه و تقویت وحدت و انسجام ملی، دولت و مجلس به عرصه کشمکش جناح های مختلف رژیم تبدیل شده اند و همین نشان می دهد تا زمانی که نزاع بر سر راههای تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی در چهار چوب جناج بندی های رژیم  به رسمیت شناخته می شود، شکل بندی دسته بندی های جدید و نزاع بین آنها ادامه خواهد یافت، به قول حداد عادل مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم متکثرتر شده است و جناح های بیشتری در آن حضور دارند.

اکنون بخشی از روحانیون حکومتی که احمدی نژاد با افراطی گریهای ایدئولوژیک موقعیت انحصاری دستگاه آنها را به چالش کشیده است، دور رفسنجانی محافظه کار حلقه زده اند. انتخاب رفسنجانی به رئیس مجلس خبرگان گوشه ای از عکس العمل روحانیت به افراطی گریهای احمدی نژاد بود.

جناح اصول گرایان که در دوره نهم " انتخابات" ریاست جمهوری متحد و یکپارچه ظاهر شدند، در دوره حیات مجلس هفتم اختلاف و چند دستگی در میان آنها علنی شد و رسمیت پیدا کرد و اکنون به شدن ادامه دارد. بعد از این تجزیه بخشی از اصول گرایان حول لاریجانی رئیس مجلس گرد آمده اند. باند مافیائی محسن رضائی هم محافلی از اصول گرایان را رهبری می کند.

با نزدیک شدن ایام " انتخابات " ریاست جمهوری نزاع بین جناح های رژیم حال و هوای تازه ای پیدا کرده است. اکنون که طرح تحول اقتصادی و پرداخت مستقیم و نقدی یارانه ها به مجلس رفته است، اگر چه همه جناح ها با اهداف اقتصادی این طرح و خارج کردن کالاهای یارانه ای از شمول نوسانات بازار و تورم افسارگسیخته توافق نظر دارند، اما بر سر نحوه اجرا و زمان اجرای این طرح با احمدی نژاد اختلاف دارند. جناح های مخالف بر این باورند که رئیس جمهور از پرداخت مستقیم سوبسیدها بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی می کند و می خواهد در ایام انتخابات آراء اقشاری از رای دهندگان را خریداری کند.

با نزدیک شدن به ایام "انتخابات" رفسنجانی اعلام کرده است که خود را کاندید نمی کند. اصلاح طلبان اگر چه پروژه ای را برای بازارگرمی و کاندید کردن خاتمی سازمان داده اند، اما خود خاتمی از آنجا که روند اوضاع رژیم به طرف قدرت گیری بیشتر نظامیان سمت گیری پیدا کرده است و خامنه ای رسما از احمدی نژاد دفاع می کند، هنوز جرات نکرده خود را کاندید کند.

ناطق نوری نه از توانائی های خودش بلکه از ناتوانی احمدی نژاد روحیه گرفته، برای نارضایتی های فزاینده از عملکرد احمدی نژاد کیسه دوخته و کاندیداتوری خود را اعلام کرده است.

ظاهرا چنین بنظر می رسد در شرایطی که احمدی نژاد با عملکرد سه سال و نیمه دولت مطلوبیت خود را برای کلیت رژیم و بیشتر جناح های آن از دست داده است ،اکثریت جناح ها در یک ائتلاف عملی و غیر رسمی بر سر برکناری وی توافق نظر دارند. در این شرایط پشتیبانی ولی فقیه از احمدی نژاد به مناسبت های مختلف برای جناح های دیگر مشکل ایجاد کرده است.

اما پشتیبانی پی در پی خامنه ای از احمدی نژاد در این دوره قبل از آنکه نشانه اقتدار ولایت فقیه باشد نشانه دست بالا پیدا کردن هر چه بیشتر سپاه پاسداران و نظامیان در معادله قدرت و در تعیین سیاست جمهوری اسلامی است.

از این رو با توجه به اوضاع سیاسی ایران و امکان برآمدهای توده ای و تحولی که در رابطه و مناسبات بین رژیم و مردم بوجود آمده، همه نشانگر این واقعیت است که روند تحولات درون حاکمیت به طرف اقتدار بیشتر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی پیش می رود. جناح های رقیب نیز برای کنار زدن احمدی نژاد چاره ای ندارند بجز اینکه به مهره ای دیگر از سپاه پاسداران تکیه کنند. در همین رابطه اگر به دلیل اوضاع بحرانی، خامنه ای و همه جناح ها بر سر معرفی و یا پشتیبانی از یک کاندید و تشکیل "دولت وحدت ملی" در آینده و با شرکت همه جناح ها به توافق نرسند، محتمل است که جناح های مخالف احمدی نژاد علی لاریجانی رئیس مجلس کنونی که سابقا از کادرهای سپاه پاسداران بوده است را برای کاندیداتوری پست ریاست جمهوری بجلو برانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 2:58  توسط کارگر  |