تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید! -

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

گزارش پلنوم ششم

 کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

پلنوم ششم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در روزهای 2 و 3 خرداد ماه 1387 برابر با 22 و 23 می 2009 با حضور رفقای کمیته مرکزی حزب  و رفقای کمیته مرکزی کومه له که به عنوان ناظر به پلنوم دعوت شده بودند، برگزار گردید.

 

در این نشست ابتدا کمیته اجرائی گزارش سیاسی و تشکیلاتی خود را به کمیته مرکزی ارائه داد. این گزارش که سرفصل های مختلفی داشت به ارزیابی مهمترین تحولات مربوط به اوضاع سیاسی ایران، موقعیت جنبش های اجتماعی و همچنین  گزارش عملکرد عرصه ها و ارگانهای تشکیلاتی از جمله کومه له، کمیته تشکیلات شهرها، تشکیلات خارج کشور، تلویزیون کومه له، وضعیت مالی تشکیلات، نشریه جهان امروز، سایت های حزب،  رادیو صدای حرب کمونیست ایران و عرصه های دیگر فعالیت پرداخته بود. بدنبال، پلنوم محورهای اصلی گزارش را مورد بحث و بررسی قرار داد.

*****

 

 در مبحث مربوط به اوضاع سیاسی ایران، پلنوم بار دیگر ابعاد و دامنه بحران سرمایه داری ایران، تاثیر عواقب و پیامدهای ناشی از آن بر زندگی طبقه کارگر و توده های مردم و بحران سیاسی را که طبقه سرمایه دار و رژیم جمهوری اسلامی با آن دست بگریبان است را مورد بررسی قرار داد. نظام سرمایه داری ایران همانطور که پروسه تولید و بازتولیدش از قانونمندی عمومی سرمایه داری پیروی می کند، بحران آن هم تابع همین قانونمندی عمومی است، اما ویژگی ها و شرایطی که پروسه تولید و باز تولید و انباشت سرمایه داری در آن انجام می گیرد به ابعاد این بحران وسعت بیشتری بخشیده است. سرمایه داری ایران قبل از اینکه از بحران اخیر سرمایه داری جهانی هم متاثر شود با بحرانی عمیق و همه جانبه  روبرو بود. سرمایه داری ایران هنوز اثرات انقلاب توده ای 1357، هشت سال جنگ، زیر ساخت های ویران اقتصادی، اثرات حاکمیت مذهبی که قوانین و فرهنگش با الزامات سرمایه داری خوانائی ندارد و موانع زیادی که بر سر ادغام کاملش در بازار جهانی وجود دارد را با خود حمل می کند.

اکنون اضافه بر تورم و گرانی، آنچه پیامدهای بحران سرمایه داری ایران را برجسته تر نشان می دهد، شرایط نابسامان تولید، پایین آمدن ظرفیت تولیدی کارخانه ها و مراکز صنعتی در اثر بالا رفتن هزینه تولید، زانو زدن در مقابل کالاهای ارزان ساخت چین و هند در بازار داخلی و تداوم موج روز افزون ورشکستگی و تعطیلی کارخانه ها و بیکارسازی های باز هم گسترده تر است.

رژیم جمهوری اسلامی برای بقا و تداوم حاکمیت خود، حل و یا تخفیف این بحران و ورشکستگی اقتصادی و ممانعت از تبدیل بحران سیاسی کنونی به یک بحران انقلابی که می تواند کل نظام سرمایه داری را به مخاطره بیندازد در اولویت استراتژیک خود قرار داده است. از محورهای اصلی طرح بودجه 1388 دولت، (حذف سوبسیدها از کالاهایی مانند برق و گاز، فرآورده های نفتی و پاره ای خدمات دولتی، تداوم خصوصی سازی ها، تثبیت نرخ ارز، ... و در همانحال حفظ هزینه های سرسام آور دستگاه دولت) چنین پیداست که رژیم از یک طرف می خواهد از مسیر رفع موانع سر راه ادغام هر چه بیشتر سرمایه داری ایران در بازار جهانی و تولید و تامین سودآوری مطابق استاندارهای بازار جهانی، بار دیگر مطلوبیت خود را برای سرمایه داری ایران به اثبات برساند و از طرف دیگر با حفظ هزینه های بالای دولت و با تجهیز و تثبیت هر چه بیشتر موقعیت سپاه پاسداران در دستگاه دولت و مکانیسم های سیاست گذاری قصد خود را در اعمال تشدید خشونت و سرکوبگری های بیشتر در مقابله با جنبش های اجتماعی و اعتراضی و از این راه ممانعت از تبدیل بحران سیاسی کنونی به بحران انقلابی را به آزمون بگذارد. در این راستا نمایش انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری عملا به ابزار و امکانی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی می خواهد بوسیله آن آرایش سیاسی متناظر بر اهداف و اولویت ها و توازن قوای جناح ها درون حاکمیت را وجهه شرعی و قانونی ببخشد، به آن مهر انتخابات بکوبد و از این راه به بقا و حاکمیت سیاه خود ادامه دهد.

از اینرو این نمایش انتخاباتی نه تنها از زاویه ضدیت آن با ابتدایی ترین معیارهای یک انتخابات دمکراتیک بلکه از زاویه جایگاه و مکانی هم که برای بقای رژیم پیدا کرده است، ضروری است که با شکست مواجه شود. موفقیت رژیم در کشاندن مردم به پای صندوق های رای، مستقل از اینکه چه کاندیدایی از صندوق ها سر بیرون می آورد، رژیم جمهوری اسلامی را در سرکوب جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه جری تر می کند. از اینرو پلنوم بر ضرورت تداوم کمپین سیاسی و تبلیغی از طریق ارگانها و رسانه های حزب و کومه له برای به شکست کشاندن اهداف رژیم از این نمایش انتخاباتی تاکید ورزید.

در شرایط کنونی آنچه آینده سیاسی جامعه ایران را رقم می زند، نتیجه و سرنوشت  مبارزه و کشمکشی است که در یک جبهه آن کلیت رژیم جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه دار ایران و در جبهه مقابل جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش آنها جنبش طبقه کارگر و کل جنبش سوسیالیستی ایران قرار گرفته است. در میدان این کشمکش، سرنگونی و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی تابعی است از تشکل یابی و پیشروی جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی. بدون تشکل یابی طبقاتی و حزبی طبقه کارگر در ابعاد توده ای نمی توان استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق انقلاب اجتماعی را به شعار تاکتیکی روز تبدیل کرد. نه تنها سرنگونی جمهوری اسلامی بلکه ایجاد هر نوع بهبود و اصلاحی ولو اندك در زندگی مردم و تثبیت دستاوردهای مبارزاتی آنها تنها از مسیر مبارزه و تشکل یابی می گذرد.

 

*****

نشست کمیته مرکزی در ادامه بحث حول اوضاع سیاسی ایران به ارزیابی عمومی از رویدادهای مربوط به جنبش های اجتماعی پرداخت و در همین رابطه تاکید کرد:

 رژیم جمهوری اسلامی بنا به غریزه طبقاتی و آگاهی به نقشی که طبقه کارگر می تواند در تحولات آتی و تبدیل بحران سیاسی کنونی به یک بحران انقلابی داشته باشد چنین سبعانه در مقابل عزم دلیرانه تشکل های کارگری برای برگزاری مراسم اول ماه مه عکس العمل نشان داد. بعد از سه دهه سرکوب جنبش کارگری و تحت فشار و پیگرد قرار دادن سیستماتیک فعالین این جنبش و ممنوعیت ایجاد تشکل کارگری، رژیم عزم 10 تشکل کارگری برای برگزاری مراسم اول ماه مه را یک شکست سیاسی برای خود به حساب می آورد، از اینرو نتوانست آن را تحمل کند. اما علیرغم سبعیت رژیم و بگیر و ببند بیش از 150 نفر از فعالین کارگری و انسان های آزاده که دهها تن از آنان هنوز هم در پشت میله های زندان بسر می برند، جنبش کارگری با عزم تشکل هایش برای برگزاری روز کارگر یک گام دیگر به جلو برداشت. روند رو به پیش جنبش کارگری و همکاری و اتحاد عمل تشکل های کارگری برای برگزاری مراسم روز کارگر ، خانه کارگر و شوراهای اسلامی وابسته به رژیم را وادار کرد تا مراسم دولتی را یک روز قبل از روز کارگر در سالن های سر پوشیده با کارت دعوت و تحت کنترل کامل نیروهای امنیتی برگزار کنند، در عوض کارگران مراسم خود را از گل گشت ها و نقاط دور افتاده از شهرها به مراکز شلوغ شهر آوردند. تشکل های کارگری با قطعنامه سراسری و ادعا نامه ای که علیه سرمایه داری صادر کردند و با مضمون مطالباتی که مطرح کردند اعلام نمودند که نمی خواهند بار بحران سرمایه داری را بر دوش بکشند و افق یک جامعه انسانی را در پیشاروی کل جامعه قرار دادند. اتحاد عمل و همکاری 10 تشکل کارگری علیرغم اختلافاتی که با هم دارند برای برگزاری آکسیون اول ماه مه نشان داد  که چگونگی پیشبرد اختلافات در میان فعالین جنبش کارگری ایران می رود تا جایگاه واقعی خود را پیدا کند، یعنی فعالین کارگری می روند تا این ظرفیت را از خود نشان دهند که علیرغم وجود گرایشات و اختلاف نظر،  نگذارند به صف طبقاتی آنان در برابر سرمایه داران و دولت لطمه ای وارد آید و این نشانه بلوغ سیاسی و خودآگاهی طبقاتی فعالین و پیشروان جنبش کارگری ایران است. تشکل های کارگری با این اقدام کل جامعه را متوجه نقش جنبش کارگری کردند. در روز کارگر 1388 کارگران اگر چه مورد حمله و ضرب و شتم نیروهای امنیتی رژیم  قرار گرفتند، دستگیر و روانه زندان شدند، اما آگاه تر و  متحد تر شدند، و این دستاوردی با ارزش برای کارگران و گام دیگری به پیش است.

جنبش زنان علیرغم ظرفیت و پتانسیل بالقوه عظیمی که دارد اما به این دلیل که فمينیسم لیبرال همچنان در آن نقش هژمونیک و دست بالا را دارد نتوانسته است تمام نیرو و توان خود را در جهت پیشروی این جنبش و مبارزه برای تحقق خواستهایش بکار بگیرد. فمينیسم لیبرال اساسا خواست ها ی زنان مرفه و متعلق به طبقات دارا و متوسط جامعه را نمایندگی می کند، از اینرو با مطالبات بنیادی اکثریت عظیم زنان کارگر و زحمتکش بیگانه است. در حالی که اگر جنبش زنان بخواهد در مبارزه برای تحقق خواستهایش پیشروی کند نمی تواند زنان کارکن که اکثریت زنان را تشکیل می دهد حذف کند. این گرایش بورژوایی که در اثر ضعف و پراکندگی فعالین سوسیالیست رهبری جنبش زنان را به دست گرفته است برای پیشرفت پروژه هایش به تغییر و تحول از بالا امید بسته است و عملا جنبش زنان را به زائده جناج بندی های درون رژیم تبدیل کرده است. فمينیسم لیبرال که بیهودگی و ناکارائی سیاست ها و استراتژی اش را به بارزترین وجه در عملکرد گردانندگان کمپین یک میلیون امضا نشان داده است در جریان نمایش انتخابات با کشاندن زنان به پای صندوق ها زیر پوشش "مطالبه محوری" عملا زنان را به سیاهی لشکری برای بقای رژیم و حدادی کردن ابزارهای سرکوبش تبدیل می کند. این واقعیت اسفناک است که فعالین سوسیالیست جنبش زنان را به تلاشی متشکل و سازمانیافته برای برون رفت از این تنگنا فرا می خواند. اگر فمينیسم لیبرال خواست زنان طبقه دارا را در بده و بستان با بالائی ها نمایندگی می کند، فعالین و پیشروان سوسیالیست جنبش زنان با تمرکز بر خواست های اقتصادی و رفاهی زنان کارگر و زحمتکش قادر خواهند بود که با اجتماعی و توده ای کردن جنبش زنان، این جنبش را از گروی نخبگان طبقه دارا خارج سازند. فعالین و پیشروان سوسیالیست جنبش زنان در همان حال که می کوشند زنان یک پای ثابت تشکل های کارگری باشند، نباید از مبارزه برای ایجاد نهادها و تشکل های مستقل از دولت جهت دفاع از مطالبات و حقوق زنان غافل باشند. این تشکل ها می توانند تمام زنان و مردان مبارز راه رهایی زنان را در بر گیرند، چنین تشکل هایی می توانند در ارتباط نزدیک با تشکل های کارگری موجود فعالیت خود را پیش ببرند.

دانشگاه های ایران علیرغم تشدید فشارها و ارعاب و سرکوب رژیم همچنان صحنه اعتراضات دانشجویان است. این اعتراضات اگر چه عمدتا خودجوش و بر محور خواست ها و مسائل صنفی شکل می گیرد ولی در بسیاری موارد به دلیل دخالت عوامل و نهادهای وابسته به رژیم به اعتراض و شعار دادن علیه نهادهای دولتی و سران رژیم می انجامد. ظرفیت ها و پتانسیل رادیکال توده دانشجویان در این مبارزات، نشان می دهد که جریانات لیبرالی مانند دفتر تحکیم وحدت که با هزار رشته با جناح های درون حاکمیت زد و بند دارد قادر به کنترل جنبش دانشجویی نیستند. در همان حال عدم حضور سازمانیافته و متشکل بخش چپ و سوسیالیست جنبش دانشجویی در این اعتراضات بیانگر این واقعیت تلخ است که فعالین سوسیالیست جنبش دانشجویی بعد از سرکوب و وقایع 16 آذر 86 هنوز قامت راست نکرده اند، این رکود و رخوت را در افت فعالیت مطبوعاتی و روشنگرانه این بخش از دانشجویان نیز می توان مشاهده کرد. با این حال حضور دانشجویان در صحنه مبارزه، موقعیت رو به پیش جنبش کارگری، بالا گرفتن روحیات اعتراضی در جامعه، روشن شدن جوانب مختلف وقایع مرتبط به 16 آذر 86، همه اینها زمینه های مناسبی را برای قد راست کردن مجدد حرکت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی فراهم آورده است. این دوره باید به سرعت سپری شود. فعالین و پیشروان کمونیست که بر استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی پای می فشارند در این دوره هم باید پیوند و اتحاد خود را با جنبش کارگری حفظ کنند. این می تواند رمز پیشروی حرکت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی باشد.

در کردستان، پیشتازی جنبش کارگری با مطالبات روشن طبقاتی، زنان به شورش آمده علیه فرهنگ ارتجاع مذهبی و مرد سالاری و آگاه به حقوق واقعی خود، جوانان تشنه آزادی و حرکات پیشرو اعتراضی که در همین دوره چند ماهه اخیر هم در آکسیون ها و گردهمایی های 8 مارس و اول ماه مه و اعتراضات مردم مریوان خود را نشان داد، افق و مسیر روشنی را پیشاروی جامعه و برای به پیروزی رساندن مبارزه حق طلبانه این ملت ستمدیده قرار داده است. این دستاورد نتیجه تحولات اجتماعی و سیاسی دهه های اخیر در این جامعه و بیش از سه دهه فعالیت کمونیستی کومه له و نیروی چپ است. این تحولات اگر از یک طرف چشم انداز روشنی را در مقابل حرکت سوسیالیستی گشوده است، از سوی دیگر جنبش ناسيونالیستی و احزاب وابسته به آن را با یک سردرگمی استراتژیک روبرو کرده است. شعارها و راه حل های مبهم آنها برای رفع ستم ملی در برگیرنده هیچ تغییر اجتماعی در راستای بهبود وضعیت زندگی اکثریت مردم ستمدیده این جامعه نیست و در نتیجه نمی تواند نیرویی را بسیج کند. این احزاب به حکم  این تحولات به جای آنکه رفع ستم ملی را هدف خود قرار داده باشند، تنها به کسب بخشی از قدرت محلی، از هر طریقی که باشد، رضایت می دهند. این جریانات اگر تا در دیروز برای خزیدن به قدرت به دخالت امریکا چشم دوخته بودند، اکنون که این سیاست با شکست مواجه شده است، بخشی از آنها در همگرایی با اصلاح طلبان حکومتی در کردستان به یاری جمهوری اسلامی شتافته اند تا بازار نمایش انتخاباتی را برای آن گرم کنند. اینان دوستان خود را در میان دشمنان مردم کردستان جستجو می کنند. شکست و رسوائی این سیاست از هم اکنون آشکار است.

 

*****

در مورد موقعیت نیروهای اپوزیسیون بورژوائی پلنوم تاکید کرد:

 کارزار نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری و موضع گیری در قبال آن، عملا به فرصت و امکانی تبدیل شده است تا مردم ایران از کانال آن بار دیگر تزلزل و خیانت پیشگی اپوزیسیون بورژوایی رژیم را تجربه کنند. صف اپوزیسیون بورژوایی در این کارزار آشفته است. طیفی از احزاب و جریانات مختلف از سلطنت طلبان مشروطه خواه و جریانات بورژوا لیبرال گرفته تا جریاناتی از ناسیونالیست های کرد به بهانه طرح پاره ای از مطالبات سرکوب شده مردم از زبان کاندیداهای رژیم، به بازار گرمی برای نمایش انتخاباتی پرداخته اند. این دوستان دروغین مردم در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی برای تداوم حاکمیت خودش، برای حدادی کردن ماشین سرکوبش و برای اینکه بتواند در فردای " انتخابات" با اعتماد به نفس مبارزات مردم را سرکوب کند، به کسب مشروعیت از راه این نمایش انتخاباتی نیاز دارد، تلاش می کنند تا مردم را به پای صندوق های رای بیاورند. این جریانات در این شرایط بحرانی به یاری جمهوری اسلامی شتافته اند تا به تداوم حیات سیاه خودش مهر مشروعیت "انتخاباتی" بکوبد. موضع گیری این جریانات روی دیگر سکه همگرایی آنها با استراتژی آمریکاست، این جریانات اگر روزی امید داشتند سوار بر تانک های آمریکایی تهران را " آزاد" کنند، یا با اتکا به فشارهای قدرت های غربی جمهوری اسلامی را اصلاح کنند و بعضا در توهم تکرار پروژه کردستان عراق در ایران بودند، امروز که پوچی این استراتژی بر همگان عیان شده است در انزوا از جنبش های اجتماعی، یاران خود را در درون جناح بندی های جمهوری اسلامی و در صفوف دشمنان مردم جستجو می کنند. وجود این جریانات در درون اپوزیسیون نه از زاویه دفاع از منافع توده های مردم ستمدیده ایران بلکه از زاویه به بازی گرفته شدن و به دست آوردن سهمی در قدرت سیاسی است.

*****

در ارتباط با مناسبات دولت آمریکا با رژیم جمهوری اسلامی پلنوم بر این واقعیت تاکید کرد که با سر کار آمدن اوباما تغییری در استراتژی دولت آمریکا در قبال رژیم جمهوری اسلامی بوجود نیامده است. در پیش گرفتن سیاست تعامل و عقب نشینی در مقابل جمهوری اسلامی نه ناشی از قدرت گیری دمکرات ها در واشنگتن بلکه از پیامدهای افول قدر قدرتی آمریکاست. بعد از پایان جنگ سرد تلاش آمریکا برای شکل دادن به جهان یک قطبی به رهبری آمریکا با اتکا به قدر قدرتی نظامی و لشکر کشی به افغانستان و عراق از آنجا که با قدرت اقتصادی آن خوانائی نداشت در اوج قدرت بوش با شکست مواجه شد. جهان همچنان چند قطبی است. آمریکا نه تنها باید در تقسیم مجدد جهان سهم قطب های رقیب در سطح بین المللی را به رسمیت بشناسد بلکه در خاورمیانه هم علیرغم حضور گسترده نظامی تنها با جلب رضایت و به رسمیت شناختن سهم قدرت های منطقه ای و حتی محلی می تواند منافع استراتژیک خود را تعقیب کند. سیاست های عملی آمریکا در قبال بحران عراق، افغانستان و فلسطین این موقعیت جدید آمریکا را به وضوح به نمایش می گذارد. اما علیرغم افول قدرت آمریکا رژیم جمهوری اسلامی خوب می داند که منافع خود را تنها بر متن توافق قدرت های امپریالیستی بر سر تفسیم جهان باید تعقیب کند. اگر در تقسیم جهان آمریکا قرار است با حضور نظامی گسترده، هژمونی خود بر اقتصاد و سیاست منطقه خاورمیانه را تامین کند، جمهوری اسلامی راهی جز انطباق منافع خود با استراتژی عمومی آمریکا در منطقه ندارد. با این وصف روشن است که بحران در مناسبات آمریکا با رژیم اسلامی یک روزه پایان نمی پذيرد و تا رسیدن به توافق، هر دو طرف منازعه برای کسب امتیاز بیشتر اهرم های فشار خود را به کار می گیرند. تنگناهای اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی و نگرانی از رشد جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه میدان مانور جمهوری اسلامی در این منازعه را تنگ تر کرده است. جمهوری اسلامی تا هنگامی که از ناحیه نارضایتی مردم احساس خطر کند، سازش نهایی را با آمریکا به تاخیر می اندازد و از تنش های موجود در روابط خارجی و به ویژه رابطه با آمریکا بمثابه راهی برای فرافکنی مشکلات داخلی و سرکوب مبارزات مردم بهره برداری خواهد کرد.

*****

در بخش گزارش تشكیلاتی، پلنوم گزارشی از عرصه های مختلف فعالیت کومه له را دریافت نمود و سیاست های تاکنونی کومه له در مبارزات سیاسی و اجتماعی جاری در کردستان را مورد تائید قرار داد. در همین رابطه بر اهمیت سیاسی تحریم قاطعانه و یکپارچه انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری به ویژه در کردستان تاکید نمود و خطوط اصلی کمپینی که در این مورد اکنون در حال اجرا است مورد تائید پلنوم  قرار گرفت.

پلنوم مباحث کنفرانس هشتم تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران را نشانه رشد و بلوغ سیاسی اعضای تشکیلات ارزیابی کرد و ابراز خوشبینی و امیدواری نمود که کمیته منتخب این کنفرانس در راستای جهت گیری های این کنفرانس که رئوس اولویت های آن در بیانیه کمیته تشکیلات خارج به روشنی بیان شده است را با موفقیت پیش ببرند.

در پلنوم کمیته مرکزی ارزیابی از فعالیت کانال تلویزیونی کومه له مورد بحث قرار گرفت. نزدیک به چهار سال از احداث کانال تلویزیون کومه له می گذرد. اکنون مدتها ست که شور و شوق اولیه ناشی از احداث کانال تلویزیونی با طرح توقعات بیشتر و جدید توام شده است. تلویزیون کومه له اگر چه در این دوره با ارتقای حجم و تنوع برنامه ها به تقویت جبهه مبارزه رادیکال و سوسیالیستی در جامعه کمک شایانی رسانده است، با این وصف هنوز از سطح توقعات بینندگان بسیار فاصله دارد. کمیته مرکزی در همان حال که افزایش روز افزون سطح توقع از تلویزیون کومه له را قبل از هر چیز نشانه تثبیت موقعیت این کانال تلویزیونی و کار عظیمی که انجام گرفته است ارزیابی کرد با این حال تاکید کرد، با توجه به نقش مهمی که این رسانه تبلیغی در کمک به شکل گیری یک آلترناتیو انقلابی می تواند ایفا کند، با توجه به سطح توقعاتی که در جامعه وجود دارد و با توجه به یک ارزیابی عینی از پیشرفت کار ما در این زمینه و ظرفیت های بالقوه ای که در تشکیلات ما برای ارتقای آن نهفته است، پیشرفت تاکنونی ما در ارتقای کیفیت فنی، تکنیکی و مضمون برنامه ها به کندی صورت گرفته است. کمیته مرکزی در همین رابطه ارتقای کیفیت کار تلویزیون در همه زمینه ها را یکی از اولویت های فعالیت دور آتی خود تغریف کرد. پلنوم در همین رابطه تصمیم کمیته اجرائی برای انتقال کانال تلویزیون کومه له به (EuroBird9) را مورد تایید قرار داد. این انتقال اگرچه در کوتاه مدت بینندگان تلویزیون کومه له را کاهش می دهد اما از آنجا که این انتقال و پخش برنامه های تلویزیون از مسیر جدید هزینه کمتری در بر دارد، از یک طرف می تواند به ادامه کاری تلویزیون یاری رساند و از طرف دیگر در ارتقای کیفیت فنی و تکنیکی برنامه های تلویزیون که بطور مستقیم به بنیه مالی بستگی دارد مفید واقع شود.

در زمینه امور مالی، پلنوم با تاکید مجدد بر اهمیت توان مالی برای تداوم و گسترش عرصه های مختلف فعالیت تشکیلاتی، بنیه مالی فعلی تشکیلات را با نیاز و ضرورت مبرم به گسترش فعالیت های تشکیلات نامتناسب ارزیابی کرد و از این زاویه به تمرکز توجه دائم رهبری تشکیلات بر ارتقای ظرفیت ها و توان مالی تشکیلات تاکید ورزید. پلنوم به این منظور از میان اعضای کمیته مرکزی حزب و کومه له یک کمیسیون پنج نفره را انتخاب کرد. این کمیسیون طرح بودجه بندی ارگان ها و عرصه های مختلف فعالیت تشکیلات و همچنین طرح های خود برای ایجاد منابع درآمد و جمع آوری کمک های مالی را تدوین و جهت تصویب به کمیته مرکزی ارائه خواهد داد. این کمیسیون بر کل درآمدها و هزینه های تشکیلات نظارت می کند و امر کنترل و حسابرسی بر کل امور مالی را بر عهده دارد.

پلنوم در بخشی از کار خود فعالیت کمیته تشکیلات شهرها، رادیو صدای حزب کمونیست ایران، نشریه جهان امروز، سایت های حزب و کومه له را مورد بحث قرار داد و برای تقویت کار آنها در موارد مشخص تصمیمات لازم را اتخاذ نمود. پلنوم کمیته تشکیلات شهرها را به جای خود ابقا کرد و به این کمیته این اختیار را داد که در صورت لزوم برای پیشبرد فعالیت هایش از میان کادرهای حزب دستیارانی را برای خود تعیین کند.

پلنوم در آخرین بخش کار خود کمیته اجرائی مرکب از پنج تن از اعضای کمیته مرکزی حزب رفقا: هلمت احمدیان، حسن شمسی، بارزان حسن پور، ابراهیم علیزاده و صلاح مازوجی را مجددا بجای خود ابقا کرد. کمیته اجرائی در فاصله دو پلنوم  هدایت فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی حزب را بر عهده خواهد داشت.

 

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

13 خرداد 1388 --  3 ژوئن 2009

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:11  توسط کارگر  |