تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید! -

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

تنها پاسخ  زور حکومتی زور سازمانیافته‏ توده‏ ای ا‏ست

 

شباهنگ راد

 

سرکوبگران نظام به ‏فرمان سرکرده ‏‏شان دامنه و وسعت جنگ با مردم را به خانه‏ ها کشیده‏ اند و این ‏روزها خانه‏ ها هم کاملاً بی امنیت شده است. هجوم گستاخانه‏ مزدوران و اوباشان رژیم جمهوری اسلامی به مردم معترض و داغدیده دارد ابعاد دهشتناکی به‏ خود می‏ گیرد و میدان و صحنه، به ‏میدان توحش‏ گری‏ های جانیان بشریت تبدیل گردیده است. دارند می‏ گیرند و می‏ زنند و می‏ کشند تا حکومت ننگین ‏شان پایدار بماند. حقیقتاً که صحنه‏ جامعه بسیار دل‏خراش ‏تر از آن‏ چیزی‏ است که ب‏توان آنرا ترسیم نمود. فضای جامعه به کل تغییر یافته است و جوامع‏ انسانی از یک‏سو هر روز شاهد تظاهرات و اعتراضات به حق میلیون‏ها انسان محروم‏ است و از سوی دیگر نظاره‏ گر سرکوب و یورش اعتراضات مردمی ‏‏اند.

 

جمهوری اسلامی دارد کار خود را انجام می‏ دهد و دارد بر اساس سیاست‏ های نوشته شده ‏اش به پیش می ‏رود و طبق معمول وظیفه‏ ای جز قلع و قمع اعتراضات توده ‏ای ندارد. سی سال این سیاست را در برابر هر اعتراض به حقی قرار داده است و هرگز از آن فاصله ن‏گرفته است. توهمی در این زمینه وجود ندارد و یا بر داشتی به ‏غیر از آن‏چه که این ‏روزها سران رژیم جمهوری اسلامی دارند در حق میلیون‏ ها انسان رنج‏دیده مرتکب می ‏شونند را نمی ‏توان ارائه داد. با این سیاست و وظیفه بر سر کار گماشته شده‏ اند و تا آخرین لحظه‏ عمرشان هم بدان پای‏بند خواهند بود. حمله و یورش وحشیانه به اعتراضات توده ‏ای چند روزه‏ اخیر، تداوم همان گستردگی رعب و وحشت و بگیر و به بندهاست؛ تداوم همانی زبانی‏ است که خود را از همان آغاز تعریف نموده ‏اند. بر خلاف یاوه ‏گویان و لمیدگان درون انقلاب این مزدوران را نمی ‏توان بر سر عقل آورد و با آنان با زبان و منطق انسانی سخن گفت. منطق و زبان‏شان با منطق میلیون‏ ها انسان دردمند بسیار متفاوت است. نیاز به تکرار و بر شماری سیاست‏ های تاکنونی سران حکومت در مقابل خواسته‏ های پایه ‏ای زنان، دانشجویان، کارگران، خلق ‏های تحت ستم و همه‏ محرومان ایران نیست. هر انسان و جریان سالمی که سرش به سر جنبش‏ های انقلابی وصل است می‏ تواند هزاران نمونه از این دست را ردیف نماید و به اثبات ب‏رساند که این رژیم، رژیم "صالح" و رژیم "تغییر" نیست؛ می ‏تواند نشان دهد که بندناف این رژیم را با تعرض به جان و مال میلیون‏ ها انسان رنج‏دیده بریده ‏اند.

 

آیا مشاهده‏ حقایق عینی و دردناک امروزی که در جامعه‏ی‏مان دارد اتفاق می‏ افتد، می‏ تواند خلاف واقعیات و ارزیابی‏ های فوق را نشان دهد؟ آیا می ‏توان هم‏چنان خود را با سیاست "آرام" و "مصالحه" با رژیم دل‏مشغول نمود و بر این باور بود که با دامن زدن به "جنبش‏ های مدنی" می ‏توان خواسته‏ های لگدمال شده‏ کارگران و زحمت‏کشان را متحقق نمود؟

بدون شک پاسخِ سئوالات فوق را می ‏توان به ‏راحتی در حرکات وحشیانه‏ مزدوران رژیم جمهوری اسلامی در چند روزه‏ اخیر یافت. به عبارتی، حقایق دردناک امروزی هیچ‏گونه راه در روئی را برای کسی باقی ن‏گذاشته است. نمی ‏توان خود را متعلق به انقلاب دانست و از پاسخ‏گوئی صریح و عملی‏ به واقعیات هولناک کنونی طفره رفت. آن طرف قضیه یعنی تصمیم دشمن روشن است و مدت‏هاست که آن را بر روی میز و در مقابل همگان گذاشته است. سال‏هاست که دارد با تجهیزات کامل و با سلاح‏ های متفاوت مردم بی‏دفاع را مورد تعرض خود قرار می‏ دهد که وقایع‏ چند روزه‏ اخیر از تک نمونه‏ های چند دهه می‏ باشد. با این اوصاف پاسخ به وضعیت دردناک و تأسف آور کنونی، پاسخِ گفتمان با نظام و خرید زمان برای تعرض "نا معین" و واگذاری هدایت اعتراضات مردمی به عناصر "خودی‏های" رژیم جمهوری اسلامی نیست. چرا که مردم این نظام را نمی ‏خواهند و بارها و بارها و به اشکال متفاوت آنرا بر زبان آورده ‏اند و برای آن جان داده‏ اند و هزاران فشار و تهدیدات حکومتی را هم به جان خریده ‏اند. آیا کسی می ‏تواند گذشته مبارزاتی همین مردم را که این‏ روزها برای کسب مطالبات اولیه‏ ‏شان به خیابان‏ ها سرازیر شده‏ اند را نادیده گیرد و کاملاً و تماماً آن‏ها را به حساب "خودی"های نظام واریز نماید؟

 

مردم تشنه‏ آزادی و خواهان پایه ‏ای‏ ترین نیازهای انسانی‏ اند. این صحنه و صدا را باید از دست جانیانی هم‏چون موسوی و کروبی گرفت و صدای انقلاب حقیقی و رهائی همه‏ توده ‏های ستم‏دیده را سر داد. جنبش مردمی در شرایط بغرنجی قرار گرفته است و نیاز به حمایت‏ های عملی مدافعین‏ اش دارد. نیاز به آن دارد تا پایگاه ‏های جهل و سرکوب نظام از جانب حامیان واقعی انقلاب ضد امپریالیستی نشانه رود. جنگ در خیابان‏ ها شروع شده است و با جنگ انقلابی‏ست که می ‏توان جنگ ضد انقلابیون را پس زد. واضح است ‏که در بستر چنین روندی‏ست که می‏ توان موازنه‏ موجود را تغییر و مردم رنج‏دیده را به سمت سیاست‏ های خود جلب نمود. جمهوری اسلامی با شکل و آرایش کامل به میدان آمده است و بی شکل و بدون آرایش نمی ‏توان پیروز بدر آمد. همه‏ هدف و انگیزه‏ جناح‏ های متفاوت رژیم، بر آن است تا مانع‏ وقوع چنین شرایطی گردنند. دارند سنگ تمام می ‏گذارند تا مبادآً روزی با سلاح مردم پاسخ گیرنند. می دانند چنان‏چه روزی سلاح به‏ میدان آید کارشان تمام است و راه پیشی ندارند.

 

این نظام جمهوری اسلامی و قانون‏مندی‏ های حاکم بر جامعه است که دارد چنین سیاست رهائی ‏بخشی را در مقابل انسان‏ های آزاده و کمونیست‏ ها قرار می‏ دهد. این از آموزه ‏های رژیم‏ های سرکوب‏گر و خشنی هم‏چون جمهوری اسلامی ا‏‏ست که دارند سیاست تعرض انقلابی را در مقابل مدافعین کارگران و زحمت‏کشان قرار می‏ دهند. بنابر این یگانه‏ راه و پاسخی‏ که می ‏تواند جامعه‏ را از شر ظلم و تباهی نجات داد و آنرا به مسیر شکوفائی، بالندگی و آزادی و آزادگی رهنمون سازد، کار بست شیوه‏ های مقابله‏ ای یعنی قهر انقلابی ا‏ست، چرا که حاکمان ظالم در عمل و با زور سازمانیافته‏ خود نشان داده ‏اند که امنیت و آسایش تعریف شده‏ آنان نه برای اکثریت آحاد جامعه بل برای تعداد انگشت شماری انگل صفت می‏ باشد. طبعاً پاسخ و بر گرداندن تصویر تحمیلی و ساخته شده‏ جامعه کنونی، به جامعه‏ی انسانی و عادلانه در اتخاذ زور سازمانیافته‏ توده‏ ای نهفته می‏ باشد و باید دانست که بدون انتخاب جنگ انقلابی علیه ضد انقلاب مسلح نمی ‏توان سعادت و بهروزی را برای میلیون‏ ها انسان، انسان‏ هایی که سه دهه است دارند در زیر چکمه‏ های خونین سران رژیم جمهوری اسلامی له می ‏شوند به ارمغان آورد.

 

 

31 خرداد 1388

21 ژوئن 2009

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:10  توسط کارگر  |